فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٢ - مبحث چهارم دعوت
مبحث چهارم: دعوت
استراتژى دعوت از اصول مسلم و مورد اتفاق [١] و حتى از ضروريات شريعت همچون ضرورى بودن اصل جهاد است كه در جهاد قبل از انجام هر نوع عمليات رزمى ابتدا بايد دشمن توجيه شود و به توافق بجاى جنگ فرا خوانده شود و كليه راههايى كه توافق بر آنها موجب حذف جنگ مىشود به دشمن ارائه گردد.
دعوت تنها به معنى ابلاغ اسلام و عرضه كردن دين اسلام با روشهايى كه در آيه (اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) [٢] آمده است نيست بلكه دعوت شامل آگاه كردن دشمن و توجيه نيروهاى رزمندهاى كه احياناً ناآگاهانه به جبهه آمدهاند و يا به اجبار راهى جبهه شدهاند نيز مىگردد.
دعوت چنانكه در سيره نبوى نيز آمده است مىتواند به صورت پيشنهاد قرارداد و هر نوع توافق مشروع و منتهى به متاركه جنگ باشد.
البته قابل ترديد نيست كه از ميان مراحل و شيوههاى مختلف دعوت دشمن، توجيه منطقى و استدلالى مبانى دينى و ارائه براهين متقن و نيز خيرخواهيهاى صادقانه و مستند و دلنشين نسبت به شرايط و مواضعى كه دشمن دارد و تقديم راه حلهاى بهتر و سودمندتر و همچنين مجادله از طريق بهرهگيرى از معتقدات و مقبولات دشمن مىتواند كارآمدى بيشتر و نقش عمدهترى را در رسيدن به اهداف جهاد داشته باشد. اما همين بخش از استراتژى دعوت نبايد به معنى انحصار تلقى گردد. چه بسا مصاديق ديگر دعوت مانند پيشنهاد قرارداد ذمه به اهل كتاب و قرارداد مهادنه به ديگر دشمنان در شرايط خاصى كارآمدتر و سودمندتر و مؤثرتر باشد.
با وجود اين مىتوان گفت كه كليد مصاديق دعوت بجز دعوت با برهان و دعوت با جدل قابل درج در بخش دوم دعوت در آيه شريفه يعنى (وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ) مىباشد و هيچكدام از موارد دعوت را نمىتوان يافت كه خيرخواهانه و نصح آميز نباشد.
[١] . منابع حديث و فقه شيعه و اهل سنت به اتفاق نقل نموده و پذيرفتهاند كه دعوت بايد قبل از جهاد انجام گيرد. رك: جامعالاحاديث، ج ١٣ ص ١١٦، سنن بيهقى، ج ٦ ص ٥٩٠، جامعالمقاصد، ج ٣ ص ٣٨١، الفقهالاسلامى و ادلته، ج ٦ ص ٤٢١، المغنى، ج ١٠ ص ٥٣٠، المحلى، ج ١١ ص ١٠١ و المبسوط، ج ٢ ص ١١.
[٢] . نحل، آيه ١٢٥.