فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٣ - مبحث سوم مرورى بر فتوحات اسلامى
مارقين قدرت نظامى حكومت مركزى را به خود مشغول نموده بود؛ امام با استفاده از يك فرصت مناسب، سپاهى را براى ادامه عمليات شرق ايران گسيل داشت و فرمود: هر كس كه به شركت در جنگ در برابر شورش معاويه تمايل ندارد سهم خود از بيتالمال را بگيرد و راهى خراسان گردد.
اين حركت كه در تداوم فتوحات اسلامى در سال (٣٩ ه. ق) آغاز گرديد، همزمان با شرايطى بود كه به دليل شورشهاى داخلى در قلمرو حكومت مركزى در آذربايجان، فارس، كرمان و خراسان نيز تمردهايى سازمان يافته و امكان توسعه شورشها را به سراسر متصرفات اسلامى فراهم آورده بود [١] .
تمرد در جبهه جنوبى ايران توسط سپاهى كه زياد بن ابيه فرماندهى آن را برعهده داشت سركوب گرديد و آشوبهاى جبهه شرقى ايران در خراسان توسط سپاهى ديگر با فرماندهى خليد بن قره يربوعى مهار شد و شورشهاى پراكنده در برخى نقاط ايران نيز توسط سپاه عبد الله بن عباس به امر امام خاموش گرديد.
فتح خراسان بزرگ: در سال (٩٠ ه. ق) جبهه ديگرى به فتوحات اسلامى آغاز گرديد و در دنباله فتح خوارزم، بخارا و سمرقند، قتيبة بن مسلم باهلى، عمليات شرقى را به سمت شمال هدايت نمود و مناطق كنونى قرقيزستان، ازبكستان و شمال خراسان را تصرف نمود.
فتح هند:
از سوى ديگر محمد بن قاسم، فرماندهى عمليات جنوبى را به سمت بلوچستان قبلى و كراچى و هند ادامه داد و درآمد خراج وى در آن زمان به يكصد و بيست ميليون درهم بالغ گرديد. وى كه فاتح هند بود سرانجام به دستور سليمان بن عبد الملك دستگير و زندانى گرديد و يزيد بن ابى كيثه كه از امويان بود به حكومت هند منصوب شد.
در سال يكصد هجرى در دوران خلافت عمر بن عبد العزيز برخى از فرماندهان (يزيد بن مهلب) به علت زيادهروى در كشتار و شكنجه دشمنان در عمليات محور شرقى از فرماندهى خلع و سپس دستگير و زندانى گرديد.
[١] . رك: تاريخ طبرى، ج ٥ ص ١٣٧-١٣٨.