فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣١ - اهداف تبليغات جنگى
دامنه عمليات فرهنگى، سياسى تبليغات در جنگ تا بدانجا كشيده مىشود كه از دشمن و حاميان آن و نيز از همرزمان و حاميان دوست فراتر مىرود و تمامى عوامل مؤثر در سرنوشت جنگ را اعم از عوامل اثر گذار بالفصل و بالقوه، فرا مىگيرد و با اذهان عمومى در سطح منطقه و احياناً در سطح بينالمللى سر و كار پيدا مىكند.
همان گونه كه صلح از انديشهها و افكار ريشه مىگيرد، جنگ نيز ريشه در انديشهها دارد، بستر عمومى هر دو حالت صلح و جنگ، افكار و انديشههاست. بى گمان عمليات فرهنگى و سياسى در انديشهها بيش از سلاح و عمليات نظامى اثر گذار مىباشد.
اين ضرورت، در مورد اسلام كه داراى اهداف كاملاً ناهمگون با جلوههاى خشونتآميز جنگ دارد و در سختترين صحنههاى جنگى، اصول انسانى و ارزشهاى والاى فرهنگى را دنبال مىكند، بيشتر صدق مىكند و اسلام براى رساندن نداى انسانى خود از ميان چكاچك سلاحها، به توسل به تبليغات و سلاح فرهنگى و سياسى نياز بيشترى دارد.
اهداف تبليغات جنگى
انتخاب شيوهها به نوع هدفها، باز مىگردد. در مرحله نخست بايد ديد هدف از تبليغات جنگى چيست؟
هدفهاى قابل قبول از ديدگاه اسلام براى تبليغات جنگى را مىتوان در موارد زير خلاصه كرد:
[١] . بالا بردن روحيه رزمندگان خودى:
بى گمان نيروى بدنى و قدرت جسمانى، محدود و قابل فرسايش است و يكى از بزرگترين عوامل نيروزا، وابسته كردن عمل به عقيده و احساس و ايجاد انگيزه از طرق روانى است.
اسلام در همه عرصههاى مناسب حياتى، از عبادت تا سياست و تجارت، از اين عامل انرژى زا سود برده است. به «نيّت» كه همان انگيزه است، نهايت توجه را مبذول داشته و ارزيابى اعمال را به ميزان نيتها قرار داده است.١
[١] . حديث معروف: «انما الاعمال بالنيات».