فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٦ - فلسفۀ صفوالمال
كسب اطلاعات و امثال آن به خارج از جبهه اعزام مىشوند با وجود عدم حضور در جبهه در غنايم شريك مىباشند. [١]
با توجه به دو مورد نقض قاعده كلى:
«الغنيمه على ما حوى العسكر»
و يا
«الغنيمه لمن شهد الوقعه»
مىتوان گفت كه در وحدت «عسكر» و «وقعه» ملاك محور و مكان نيست بلكه سازماندهى واحد است. (چند جبهه را يكى محسوب مىدارد و در يك مكان چند جبهه بوجود مىآورد).
بنابراين كليه كسانى كه در جنگ شركت داشته و يا در اثناى درگيرى تا تقسيم غنايم به جبهه ملحق مىشوند (جبههاى كه داراى سازماندهى واحد مىباشد) هر كجا كه به غنيمتى دست مىيابند كليه غنايم، متعلق به همه آن نيروهاى رزمنده مىباشد و از اينرو است كه اگر دو سپاه با دو سازماندهى از مركز، عازم جهاد شوند اگر يكى از آن دو به غنايمى دست يابد افراد سپاه ديگر در آن سهمى نخواهد داشت. [٢]
فلسفه صفوالمال
فقهاى اسلام، بالاتفاق بخشى از غنايم را تحت عنوان صفوالمال به رئيس دولت اسلامى اختصاص دادهاند كه در ديدگاه شيعه منطبق بر امام معصوم (ع) و يا ولى امر مسلمين در عصر غيبت مىباشد.
گرچه ظاهر اين حكم فقهى آن است كه پيشواى مسلمانان مجاهد را نيز نصيبى از غنايم هست هر چند كه در جبهه حضور نداشته باشد ولى با توجه به سيره پيامبر (ص) و جانشينان آن حضرت چون اميرالمؤمنين (ع) كه از اين حق به عنوان شخصى استفاده نمىكردهاند مىتوان چنين استنباط نمود كه در واقع اين حق بدان جهت است كه اگر در غنايم جنگى اشيايى نفيس چه از نظر مادى مانند لباس فاخر و چه از نظر معنوى مانند كتب علمى وجود داشته باشد امكان استفاده معقول از آنها و جلوگيرى از اتلاف، اختلاف و انتقال فرهنگهاى غلط فراهم آيد و از اين اموال تحت عنوان «صفوالمال» استفاده بهينه در جهت مصالح عمومى انجام گيرد.
[١] . همان.
[٢] . همان، و جامع المقاصد، ج ٣ ص ٤٢٢.