فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣١ - مبحث چهارم سرنوشت مجروحان جنگى
در مورد ديدگاه اسلام، كافى است كه به ماهيت انسانى در مبحث ديگرى از اين سلسله بحثهاى مربوط به حقوق جنگ در اسلام با ديدگاه حقوقى اسلام در مورد اسراى جنگى آشنا شويم كه نه تنها به لحاظ حقوقى بلكه با ديدى عاطفى، اسراى جنگى تا سر حد عضو جامعه اسلامى و بخشى از خانواده مسلمانان ارتقاء مىيابند. آيا اين خود حاكى از ميزان اهتمام اسلام به مجروحان جنگى كه حالتى ناگوارتر از اسراى معمولى دارند نيست؟ مجروح در حقيقت، خود اسيرى است كه زخمهاى جانكاهش او را رنج مىدهد و بجز اسارت در دست جبهه پيروز در چنگال تب و درد هم، اسير مىباشد.
واژه «احسان» كه در مورد اسراى جنگى مورد تأكيد نصوص اسلامى قرار گرفته، خود در مورد مجروحان جنگى مفهوم انسانى و بار عاطفى بيشترى را به همراه دارد و از توصيه به احسان نسبت به مجروحان اسير مىتوان انواع مراقبتهاى پزشكى، مداوا و حمايتهاى مادى و معنوى را استنباط نمود. در مباحث گذشته، مشاهده كرديم كه اسلام از كشتن اطفال، زنان، پيرمردان، رهبانان و كسانى كه به امور معنوى و دينى پرداختهاند منع نموده است. زيرا كه اينان، رزمنده دشمن نيستند. كه اگر كشتن اسير ممنوع است و مجروح را نبايد به قتل رسانيد، پس نبايد او را به حال خود گذاشت تا بر اثر جراحاتى كه برداشته به تدريج به كام مرگ برود. از اين رو است كه فقها معمولاً قتل و اجهاز را در كنار هم ذكر نمودهاند.
بارزترين نص در مورد مجروحان جنگى را مىتوان، صرفنظر از نصوص عمومى كه مورد اشاره قرار گرفت، در فرمان تاريخى پيامبر اسلام (ص) در جريان فتح مكه مورد بررسى قرار داد.
(مبادا مجروحى را به حال خود رها كنيد تا به كام مرگ برود و دشمن در حال فرار را تعقيب نكنيد، و اسيرى را به قتل نرسانيد، هركس كه درب خانهاش را به روى خود بست متعرض نشويد و او را امان دهيد). [١]
بى گمان اسراى بيمار نيز در اين حكم از حقوق يكسان برخوردارند و ملاك در همه موارد، اعمال رأفت اسلامى و رعايت حقوق انسانى است. مناسبت تاريخى صدور اين فرمان هرچند، جريان فتح مكه است لكن سياق سخن محدوديت زمانى و مكانى را بر
[١] . رك: ابو يوسف، الاموال، ص ٦٥.