فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٦ - مبحث هفتم اسارت رزمندگان مسلمان
موضوع اسارت، آثار خود را از دست داده است نمىتواند توجيه منطقى داشته باشد.
٣. فاصله متاركه جنگ تا انعقاد قرارداد صلح، ممكن است ماهها به طول انجامد و مسأله اسيران مىتواند در شرايط صلح نقش مؤثرى را ايفا نمايد.
٤. شرايط پيروزى و شكست و آثار ناشى از آن دو را نمىتوان در تصميمگيرى نهايى در مورد سرنوشت اسيران جنگى ناديده گرفت.
٥. شرايط و مقتضيات مربوط به نحوه عكسالعملها در مورد آزادى يك جانبه اسيران جنگى توسط دولت اسلامى از نكاتى است كه در اتخاذ طريقه «منّ» از اهميت ويژه برخوردار مىباشد.
٦. وضعيت جسمانى اسيران جنگى و موقعيت بيماران و مجروحان نيز از عوامل مؤثر در اولويتبندى آزادى اسرا به شمار مىآيد.
٧. مقصد بازگشت اسرا خود از نكات مؤثر در تصميمگيريها درباره پايان دادن به اسارت نيروهاى بالقوه دشمن مىباشد و در اين رابطه بازگشت اسراى جنگى به سرزمينى كه در قلمرو حاكميت دشمن نيست از عوامل مثبت محسوب مىگردد.
مبحث هفتم: اسارت رزمندگان مسلمان
فقهاى شيعه معمولاً به مسأله استسلام يعنى خود را در اختيار دشمن قرار دادن و به اسارت درآمدن رزمنده مسلمان، پرداخته و در شرايط عدم موازنه قدرت جبهه اسلام با جبهه دشمن به بررسى جواز و عدم جواز فرار از جبهه و انصراف از جنگ نيز توجه داشته و بيشتر، ميزان و حد ثبات و ايستادگى در جهاد را مورد بررسى قرار دادهاند لكن از لابهلاى اين بحثها به طور ضمنى مسأله استسلام را رد كردهاند.
حالات مختلفى كه در اين زمينه مورد بحث قرار گرفته به قرار ذيل است:
[١] . جبهه اسلام قوى و جبهه دشمن در مقايسه با آن ضعيف باشد در اين صورت بنا بر عموم و صراحت آيه: (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا لَقِيتُمُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلاٰ تُوَلُّوهُمُ اَلْأَدْبٰارَ)١
[١] . انفال، آيه ١٥.