فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٥ - مبحث ششم پايان اسارت
راغب در مفردات مىنويسد: [١]
«منت از جانب خداوند توأم با عمل و اعطاى نعمتى است كه براى گيرنده آن مسؤوليتآور است، به طورى كه در برابر برخوردارى از نعمت بر دوش خود احساس سنگينى مىكند».
نعمتى كه به اسير جنگى اعطا مىشود همان آزادى و بازگشت او به ميهن خويش است كه چون بلاعوض مىباشد همانند بارى سنگين، وجدان اسير را تحت تأثير قرار مىدهد و واكنشى كه از اين احساس مسؤوليت در وجدان اسير شكل مىگيرد بسى ارزشمندتر از هر نوع ديگرى است كه احياناً مىشود از وجود اسير به دست آورد.
انتخاب «منّ» به عنوان گزينه اول رفتار با اسيران جنگى در قرآن مبيّن اين حقيقت است كه هدفهاى جهاد حتى در كليه آثار ناشى از جنگ نيز دنبال مىشود و رفتار با اسير چون نحوه جنگ همه و همه در راستاى هدايت انسانها و بيدار كردن وجدان خفته مردمان در بند اسارتهاى مادى است.
در بعضى از اسناد بينالمللى مربوط به اسراى جنگى شيوهاى تحت عنوان آزادى به قيد قول شرف ياد شده كه در مقياس كوچكى در جنگهاى يك قرن اخير بكار گرفته شده است و با آنچه كه در جهاد اسلامى تحت عنوان «منّ» آمده از نظر ماهيت و هدف كاملاً متفاوت مىباشد.
به عنوان مثال آزادى به قيد قول شرف كه با تعهد ژاپن در مورد اسراى فيليپين در جريان جنگ جهانى دوم انجام گرفت در حقيقت همراه با تعهد معاف نمودن اسراى آزاد شده از خدمات نظامى و بكار نگرفتن آنان در عمليات رزمى بوده است كه اين خود نوعى مبادله و يا معامله سياسى نظامى محسوب مىگردد.
دولت اسلامى در انتخاب گزينه اول پايان اسارت يعنى «منّ» الزاماً به مشكلات سياسى نظامى ناشى از عمل خود واقف است كه:
١. بازگشت يكباره تعدادى از اسراى جنگى در واقع به معنى افزايش فوقالعاده نيروى رزمى دشمن و موجب بالا رفتن توان نظامى حريف مىگردد.
٢. از سوى ديگر ادامه نگهدارى اسرا در شرايطى كه جنگ به پايان رسيده و عملاً
[١] . رك: راغب، مفردات، ماده منّ، ص ٤٧٤، مكتبة المرتضويه، تهران.