فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٤ - مبحث ششم پايان اسارت
مبحث ششم: پايان اسارت
پايان اسارت، سرنوشتى است كه هر اسير جنگى نگران چگونگى آن است و مىتواند تلختر از اسارت و يا كاميابتر از پيروزى در جنگ باشد.
ما در اين بحث از حالتهايى چون فوت اسير، بهنگام اسارت، يا فرار اسير و يا اعدام آن سخن بميان نمىآوريم. زيرا كه حالات استثنايى مانند دو حالت اول و وضعيت حقوقى و كيفرى خاص در صورت سوم مشمول قوانين طبيعى و يا مقررات كيفرى است.
بىشك اسيرى كه فرار مىكند با مقررات خاصى مواجه مىشود كه احياناً موجب مراقبتها و محدوديتهاى ويژه در مورد شخص فرارى مىگردد و اگر در حوزه حاكميت قوانين اسلام مرتكب عملى كه موجب كيفرى چون قصاص مىشود، خواه ناخواه بايد به كيفر خويش برسد.
لكن آنچه در اين مبحث مهم است اقدامى است كه دولت اسلامى به طور رسمى در مورد اسيران جنگى اتخاذ مىنمايد. اقدامى كه صرفاً مربوط به اسارت و اشخاص اسرا مىباشد نه به لحاظ مسائل جانبى چون مرگ يا محكوميت و يا مسائل قضائى ديگر كه معمولاً در نظام اسلامى فراگير بوده و اختصاص به افراد خاصى ندارد.
در اسلام پايان اسارت با تعيين سرنوشت اسيران جنگى به صورتهاى زير قابل پيشبينى است:
منّ يا استرداد اسراى جنگى به طور يك جانبه.
بازگشت اسراى جنگى به سرزمين مطلوبشان به طور يك جانبه يكى از راههاى پيشبينى شده در اسلام براى تعيين سرنوشت اسيران جنگى است.
آزادى بدون قيد و شرط اسراى جنگى كه در اصطلاح قرآنى به آن «منّ» اطلاق گرديده است كه به معنى رايگان و بلاعوض و صرفاً به خاطر مسائل انسانى مىباشد.
«منّ» در موارد مشابه در قرآن به معنى ابراز محبت عملى و مهرورزى توأم با رعايت منافع و مصالح طرف مورد محبت و اظهار عنايت خاص، آمده است به طورى كه بعثت انبيا به عنوان يك منت الهى ذكر شده است. [١]
[١] . (لَقَدْ مَنَّ اَللّٰهُ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ)، آل عمران، آيه ١٦٤.