فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٨ - 2 نگهدارى در منازل
اسلامى است كه رفتار با اسير نيز مانند رفتار با آحاد مسلمانان بايد بر اساس احسان باشد. احسان عبارت از عمل پسنديدهاى است كه طرف مقابل را با سود معنوى و مادى بهرهمند مىسازد. به علاوه، اين عبارت به نحوى اصطلاح عرفى پذيرايى را در بردارد. نگهدارى اسيران جنگى در منازل شخصى به منظور بهرهكشى از آنها نبوده و در واقع در شرايط آن زمان بهترين شيوه پذيرايى از اسير به شمار مىآمده است ولى نگهدارى در منازل فاقد محدوديت و حفاظت لازم بوده به طورى كه گاه اسرا موفق به فرار مىشدند . [١]
از برخى از روايات چنين بهدست مىآيد كه پيامبر (ص) خود در نگهدارى اسرا، سهمى را تقبل مىفرمود چنانكه بيهقى نقل مىكند كه پيامبر (ص) اسيرى را در خانه يكى از همسرانش نگهدارى مىنمود هنگامى كه به خانه آمد جوياى حال اسير شد.
همسر پيامبر (ص) در پاسخ گفت تعدادى از زنان مدينه به ديدنم آمده بودند مرا به خود مشغول كردند و بعد متوجه شدم كه اسير از خانه خارج شده است. [٢]
از مفاد اين حديث و نظاير آن مىتوان چنين نتيجه گرفت كه «شر الوثاق» الزاماً به معنى بستن دست يا پاى اسير نيست و آنچه كه در اجراى اين فرمان لازم است حفاظت و مراقبت به تناسب شرايط زمان مىباشد، چنانكه نگهدارى در مسجد يا منازل شخصى نيز خصوصيتى نداشته و از مصاديق نگهدارى اطمينان بخش در آن زمان بوده است.
اگر «شر الوثاق» را در شرايط امروز تفسير نماييم معنى آن نگهدارى اسيران در كمپها و اردوگاههايى است كه از نظر حفاظت، امنيت و برخوردارى از امكانات بهداشتى و رفاهى متناسب با وضع اسرا باشد. زيرا حفاظهاى امنيتى، نگهبانى و ديدبانى، بسى مطمئنتر از بستن دست و پاى اسير مىباشد.
در برخى از متون و منابع اسلامى قرائنى ديده مىشود كه نشاندهنده آن است كه تعدادى از اسيران جنگى در صدر اسلام در مدينه آزادانه رفت و آمد مىنمودند و مىتوانستند براى رفع نيازهاى خود به شخصيتهاى اسلامى مراجعه نمايند.
[١] . رك: سنن بيهقى، ج ٩ ص ٨٩.
[٢] . همان.