فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٥ - مبناى امتياز اسيران جنگى در بينش اسلامى
عرف حقوقى معاصر براى تخفيف در مجازاتها به آن استناد مىشود.
انساندوستى كه از كرامت انسان ناشى مىشود به همان اندازه كه در تخفيف مجازاتها مىتواند مؤثر باشد بايد در تشديد مجازاتها بكار گرفته شود و براى انساندوستى در مورد مرتكبين جرايم انساندوستى در مورد انسانهايى كه از آثار شوم و مخرب جرايم آسيب مىبينند فدا نشود.
در ديدگاه اسلام كليه كسانى كه به خاطر اهداف تبهكارانهاى چون توسعهطلبى، تجاوز و ساير مطامع نامشروع سلطه طلبانه دست به جنگ مىزنند، مجرم محسوب مىشوند و به همين دليل در صحنه پيكار به مجازات مىرسند. مجوز كشتار در مقابل كشتار در جبهه جنگ مانند مجوز قصاص در جرم عادى قتل مىباشد.
به همين دليل است كه تا جنگ ادامه دارد، افراد سلاح بهدست دشمن به اسارت گرفته نمىشوند ولى از آنجا كه هدف در بينش اسلامى محدود كردن و خاتمه دادن به جنگ است به كسانى كه سلاح را بر زمين مىگذارند و يا تسليم مىشوند امتياز برخوردارى از عواطف انسانى و بالاتر از آن، صلاحيت مشاركت در پايان بخشيدن به جنگ داده مىشود.
اسير جنگى در حقيقت به خاطر عملى كه انجام داده و با كنار گذاردن سلاح و يا تسليم در پايان بخشيدن به جنگ تشريك مساعى نموده، شايستگى تخفيف را پيدا كرده است.
اگر از ديدگاه فقه اسلامى جهات مخففه مجازات اسير جنگى را در ارتكاب به جرم جنگ برشمريم بايد به نكات زير توجه نماييم:
الف - عواطف انساندوستانه نسبت به انسانى كه در شرايط خاص مرتكب به جرم گرديده است.
ب - تشريك مساعى اسير جنگى در رسيدن به اهداف نيكوكارانه و تحكيم نظم، امنيت و عدالت در سطح بينالمللى.
ج - رعايت روح جوانمردى و شهامت در مورد كسانى كه مغلوب شده و به اسارت گرفته شدهاند.
بر اساس اصل
«انما الاعمال بالنيّات»
و
«لكل امرءٍ مانوى»
انگيزهها در ارزيابى اعمال نقش مؤثرى دارند و به همين دليل است كه دفاع هر چند با جنگ و اقدامات مسلحانه همراه باشد مشروع شمرده مىشود و نيز در مسائل ملى و داخلى سركوب مسلحانه