فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٢ - تفسير و تحليل
حضرت از اين حق مسلم چشم پوشيد. ولى اين سخنان و قضاوتهاى ابلهانه مردمى كه از دو طرف وى را مورد انتقاد قرار مىدادند حضرتش را مىآزرد. وقتى امام سخن از حقانيتش مىفرمود مىگفتند به زمامدارى حرص مىورزد و وقتى سكوت اختيار مىكرد مىگفتند از ترس است. در چنين شرايطى امام (ع) اين سخنان را فرمود.
تفسير و تحليل
سخن و قضاوتهاى ناآگاهانه مردم هيچ گاه نمىتواند معيار و مبناى عمل انسان متعهد باشد. همچنانكه امام صادق (ع) فرمود: (هيچگاه نمىتوان خشنودى مردم را به دست آورد و زبانهايشان را بست) مگر نبود كه پيامبر را در پايان جنگ بدر متهم كردند كه از غنايم چيزى براى خود برداشته است كه آيه آمد:
(وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ) . [١]
امام (ع) تحمل كنارهگيرى از خلافت را هرگز ندارد. آيا اين علم همان آگاهى بر پىآمدهايى است كه آن حضرت مىدانست و يا آن اسرارى است كه همسران پيامبر (ص) بازگو كردهاند كه پيامبر (ص) چه ساعتهايى از شبهاى زياد و طولانى با على (ع) خلوت مىكرد و رازهاى فراوان بين آندو رد و بدل مىشد. يا علم مكنونى است كه در رابطه با آنچه كه فرمود شما از قضا و قدر مىترسيد و ما از بد مىهراسيم، آمده و يا اسرارى ديگر؟!
ع - شعور انتخاب فرمانده:
«ايها القوم الشاهدة ابدانهم، الغائبة عنهم عقولهم، المختلفة اهواوهم، المبتلى بهم امراوهم! صاحبكم يطيع الله و انتم تعصونه، و صاحب اهل الشام يعصى الله و هم يطيعونه! لوددت و الله انّ معاوية صارفنى بكم صرف الدينار بالدّرهم، فاخذ منى عشرة منكم و اعطانى رجلاً منهم. يا اهل الكوفة! منيت منكم بثلاث و اثنتين: صم ذوو اسماع، و بكم ذوو كلام، و عمى ذوو ابصار، لا احرار صدق عند اللقاء، و لا اخوان ثقة عند البلاء، تربت ايديكم! يا اشباه الابل
[١] . آل عمران، آيه ١٦١.