فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٠ - تفسير و تحليل
ن - اطاعت از فرماندهى در جهاد:
«و اذا امرتكم بالسير اليهم فى الشتاء قلتم: هذه صبارة القر، امهلنا ينسلخ عنا البرد كل هذا فراراً من الحر و القر، فاذا كنتم من الحر و القر تفرون، فانتم و الله من السيف افر»
. [١](هنگامى كه در تابستان شما را براى حركت به سوى دشمن دستور دادم، گفتيد اكنون شدت گرماست، به ما مهلت بده تا گرماى هوا روبه كاهش گذارد و زمانى كه به شما فرمان حركت به سوى دشمن را در زمستان صادر كردم، گفتيد اكنون سرماى شديد زمستان است، به ما مهلت بده تا سرما بگذرد. تمام اينها براى گريز از سرما و گرماست.
پس شما كه از سرما و گرما فرار مىكنيد، به خدا سوگند از شمشير گريزانتريد).
مشكلات و شرايط دشوار را بهانه كردن براى شانه خالى نمودن از بار سنگين وظايف، منطق كسانى است كه مرفه و آسوده زيستن را بر تعهدات مكتبى ترجيح مىدهند. اين نوع بهانهگيرى گاه عملى نقاق گونه است براى استتار عدم وابستگى متعهدانه به مكتب و گاه نيز نشانه ضعف اين وابستگى است.
بهانهها تمام ناشدنى است، زيرا از هر نوع ضعف، نارسايى، مشكلات و دشواريهاى موجود مىتوان براى اين منظور بهانه گرفت. زمانى هوا سرد است و زمانى گرم زمانى در آستانه گرم شدن و زمانى هم در آستانه سرد شدن. زمانى كشت مىشود و زمانى نگهدارى زراعت و زمانى هم برداشت و زمانى ديگر فروش تا زمان كشت فرا رسد و همچنين... فرمان جهاد در هر زمان باشد بهانهاى مىتوان تراشيد.
امام بهانهگيرى مردم كوفه را به نوع بهتر آن حمل مىكند كه گويى نسبت به انجام اصل وظيفه جهاد متعهد ولى در شرايط سرما و گرماى شديد خود را ناتوان مىبينند. ولى با تذكر اينكه سرما و گرما اگر طاقت فرسا باشد، جنگ و برخورد بر سلاح طاقتفرساتر است، اين نوع بهانهگيرى را هم محكوم مىشمارد.
كمترين زيان و خسارت جبرانناپذير اين بهانهگيريها و مهلتجوييها، شكست قاطعانه رهبرى و امروز و فردا كردن در انجام فرماندهى است كه موجب تضعيف رهبرى و فرماندهى و بروز هرج و مرج مىگردد.
[١] . نهجالبلاغه، خ ٢٧.