فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦١ - تفسير و تحليل
(از امام سؤال شد: به چه وسيله بر همتايان خود پيروز شدى؟ فرمود: من هرگز با مردى رودررو نشدم مگر آنكه خود، مرا در مغلوب شدنش يارى نمود).
برخورد امام با دشمن از همان نخستين روزهاى درگيرى اسلام با دشمنان مهاجم در بدر و نحوه عمليات تهاجمى امام (ع) در كليه صحنههاى نبرد، چه در جنگهاى تن به تن و چه در تهاجمهاى دسته جمعى، كه همواره با پيروزى همراه بوده است، اين سؤال همواره براى ناظرين صحنهها و آنها كه با سوابق درخشان نظامى امام (ع) بر رقبا آشنا بودهاند مطرح بوده است كه اين جمله پاسخى است به سؤال آنان.
سيد رضى، گرد آورنده نهجالبلاغه در ذيل اين سخن امام مىگويد: «پاسخ امام اشاره به نفوذ قدرت و تأثير هيبت و شخصيت امام بر دل و روحيه دشمن رقيب بود، كه موجب شكسته شدن مقاومت او و از بين رفتن روحيهاش مىگرديد».
ولى دقت در كلام امام (ع) كه موقعيت رقيب را زمينهساز پيروزى امام و شكست او معرفى مىكند، نشان مىدهد كه نظر امام بيشتر به ضعف روحيه و موقعيت دشمن است تا نفوذ قدرت و شخصيت خود امام. به اين معنى كه موضع باطل و دشمن علىرغم همه امكانات و تواناييهايش و نمودهايى كه از باطل بودن در عكسالعملش ظاهر مىگردد، راه شكست او را هموار مىكند و به جاى راه پيروزى او را به راه شكست مىكشاند.
براى بروز اين حالت در دشمن، رودررويى حق با باطل ضرورى است و در اين مقابله و لقاء است كه جبهه باطل به دست خود گور خويش را مىكَند.
و -
«واجعلوا لكم رقباء فى صياصى الجبال، و مناكب الهضاب، لئلاً يأتيكم العدو من مكان مخافة او أمن»
. [١](در جبهه براى خود ديدهبانى را در بلنديهاى كوهها و قسمتهاى مرتفع تپهها بگماريد تا دشمن از مناطقى كه در خطر و يا امنيت است نفوذ نكند).
امام براى بسيج باقيمانده نيروها در كوفه مانده بود و دو گردان از نيروهاى پيشتاز به فرماندهى زياد بن نصر و شريح بن هانى به سوى جبهه اعزام شده بودند، آنها طبق معمول قبل از موضع گرفتن از امام كسب تكليف نمودند و امام طى نامه مشروحى – كه
[١] . نهجالبلاغه، نامه ١١.