فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٠ - تفسير و تحليل
سايه چتر حمايتى و حفاظتى خدا قرار داد - اعتقادى است كه مؤمن را در مسير جهادش و موضعگيريهاى متعهدانهاش در برابر رويدادها از يك حالت اطمينان روحى، ثبات فكرى و يقين برخوردار مىكند كه استقامت و پايمردى حماسه آفرينى را ايجاب مىنمايد.
ولى گاه انسان مرگ را برمىگزيند و به عشق شهادت در اجل تعجيل مىكند. چه بسا كه قضا نقض مىشود و گاه ابرام مىگردد و شهادت نصيب نمىشود و عمر طبيعى خود را به سر مىبرد و گاه با اعمال انتخابى چون صله رحم و صدقات در اجل تأخير و گاه با قطع رحم و يا ظلم تعجيل مىشود.
يكى از بعدهاى چتر حفاظتى خدا، كه امام از آن برخوردار بود، ديد نافذ و آگاهى خاصى بود كه امام (ع) را در هر حال از آنچه كه در اطرافش مىگذشت مطلع مىساخت.
گويند هرگز امكان نداشت، حتى در جنگهاى تن به تن، كسى بتواند امام (ع) را از پشت سر غافلگير كند. آن نورى كه در دل امام (ع) كارى بالاتر از دقيقترين رادارها و مخابرات امروزى را انجام مىداد، گوشهاى از آن اراده الهى است كه به عنوان مظهر عنايت خاص خدا شامل حال امام (ع) بود.
ولى سخن امام بدان معنى نيست كه مؤمن در جهت خنثى كردن توطئهها و سوء قصد دشمنان و حفاظت خويشتن كارى انجام ندهد. بالاخص در شرايطى كه سوء قصدهاى غافلگيرانه به صورت يكى از تاكتيكها و ضربههاى شكننده دشمن نسبت به شخصيتها و عناصر كاردان و كارپرداز اسلام درآمده و پيشگيرى از آن به جز از طريق اقدامات حفاظتى امكانپذير نمىباشد. بىشك استفاده از امكانات موجود در اين جهت خود بعدى از ابعاد اراده الهى خواهد بود.
براى قسمت اخير كلام امام (ع) بهترين نمونه، وضع شاه جلاد ايران بود كه وقتى مهلتش سرآمد و روزش فرا رسيد، ديگر هيچكدام از دستگاههاى امنيتى، انتظامى، ارتش و امكانات بىشمار داخلى و خارجى و حتى تيمهاى پزشكى نتوانست لحظهاى تقدير الهى را تأخير بيندازد. (فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ يَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً)١.
ه -
«و قيل له: باى شىء غلبت الاقران؟ فقال (ع): ما لقيت رجلاً الا اعاننى على نفسه».
[٢][١] . اعراف، آيه ٣٤.
[٢] . نهجالبلاغه، حكمت ٣١٨.