فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥١ - مبحث هشتم تاكتيكهاى جنگى
به همين دليل است كه نوع مديريت بستگى به آن دارد كه برداشت آن از انسان چگونه و شناختش از وى كه محور اصلى تشكيلات و مديريت است چه نحوه باشد.
دنياى غرب بدليل عدم شناخت صحيح نسبت به انسان در زمينه مديريت و اصول آن به بيراهه رفته است و اين انحراف خطرناك از آنجا ناشى شده است كه انسان تفسيرى نادرست ترسيم نموده و بالاخره در خلق مديريتى متناسب با چنين تصور غلطى از انسان او را تا ورطه مسخ انسان كشانده است.
بدان گونه كه يك دستگاه بسيار پيچيده الكترونيك در دست فرد ناوارد در حد يك وسيله عادى مثلاً راديو تك موجى مورد استفاده قرار گيرد.
مبحث هشتم: تاكتيكهاى جنگى
اتخاذ تصميم در مورد روشها و راههاى اقدامات مسلحانه در جنگ توسط فرماندهان بر اساس دو مبنا و اصل صورت مىگيرد نخست: بايد تصميمات نظامى مخالف موازين اسلامى نباشد و دوم: اينكه بر مبناى كارشناسى و منطبق با مصلحت باشد، چنانكه نمونه آن را در يكى از فرازهاى نهجالبلاغه چنين مىخوانيم:
«ان استعدادى لحرب اهل الشام و جرير عندهم، اغلاق للشام و صرف لاهله عن خير ان ارادوه و لكن قد وقت لجرير وقتاً لا يقيم بعده الا مخدوعاً او عاصياً. و الراى عندى مع الاناة فارودوا، و لا اكره لكم الاعداد».
اعلان آمادگى به جنگ با مردم شام از طرف من - در حالى كه جرير بن عبدالله بجلى، پيام رسان ما در ميان آنها بسر مىبرد - خواه ناخواه كار را بر شام يكسره مىكند و درهاى شام را به روى ما مىبندد و آنها را از اينكه احياناً تصميم بر اطاعت و فرمانبردارى بگيرند باز مىدارد. و لكن به شما كه نسبت به جنگ از خود عجله به خرج مىدهيد خبر دهم كه من براى سفيرم در مأموريت جديد وقتى معين كردهام كه بايد بازگردد تا تصميم نهايى خود را بر اساس خبرى كه او مىآورد بگيريم. او بيش از آن مدت معين در شام توقف نمىكند، مگر آنكه فريب خورده يا از فرمان سرپيچى كرده باشد. رأى من در اين زمينه