فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٥ - ح - پيشگيرى آفات مديريت و فرماندهى
[١] ٠.
ناسپاسى:
ناسپاسى و كفور بودن، خصلتى نكوهيده براى هر انسان است، ولى در مديريت مىتواند در حد يك آفتِ زيانبخش، مورد توجه قرار گيرد (إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَكَفُورٌ). ١
١١.
تكبر و طغيانگرى:
هر انسانى ممكن است به تكبر و طغيانگرى دچار گردد. (كَلاّٰ إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَيَطْغىٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنىٰ) [٢] ولى خطر وقتى صدچندان مىشود كه اين آفت به مديريت سرايت كند.
١٢.
شتابزدگى:
قرآن انسان را بالطبع عجول و شتاب زده معرفى كرده است (وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ عَجُولاً) [٣] ولى به عنوان يك خصلت نكوهيده و خطرناك در مديريت خطر شتابزدگى بيش از ميزان خطرى است كه انسان دركارهاى فردى وعادى خود با شتابزدگى به استقبال آن مىشتابد.
١٣.
لجاجت و خشكسرى:
منطقى بودن و هيچ سخنى را بدون دليل نپذيرفتن و در برابر باطل ايستادن غير از لجاجت و خشكسرى است. اين خصلت در انسان موجب تباهى مديريت نيز هست، مدير شايسته بايد با حسن نيت و اعتماد به منطق، استدلال واحترام به آراء ديگران اين خصلت را در خود بميراند. زيرا كه (وَ كٰانَ الْإِنْسٰانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلاً).٤
١٤.
فخر فروشى و امتيازطلبى:
از خود راضى بودن و به ديگران فخر فروختن و خود را از ديگران ممتاز شمردن آفتى است كه مىتواند تمامى تلاشهاى يك مدير كاردان و لايق را خنثى و موفقيت او را ناچيز گرداند انسان اگر به حال خود رها گردد دچار اين آفت نكبتبار مىشود (إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ) [٥] تواضع در مديران مىتواند در متوقف كردن رشد اين خصلت منفى در درون آدمى و ريشه كن نمودن آن مؤثر باشد.
١٥.
عدم پويايى:
حركت خصيصه هر موجود زنده است، سازمان و مديريت آن وقتى زنده است كه پويا و پيشرو باشد. ايستايى در مديريت و ايجاد وقفه در روند سازمان به معنى مرگ مديريت است.
١٦.
تسويف:
كار امروز به فردا واگذار كردن (تسويف) نمودار فرار مدير از مشكلات روزمره است و اگر اين كار تكرار شود آفت خطرناكى مديريت را به تباهى مىكشاند.
[١] . حج، آيه ٦٦.
[٢] . علق، آيه ٦.
[٣] . اسراء، آيه ١١.
[٤] . كهف، آيه ٥٤.
[٥] . هود، آيه ١٠.