فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٤ - مبحث چهارم اصول كلى فرماندهى در نظام توحيدى
برابر دشمنان سست شدن و موضع تسليم يا گرايش پذيرفتن به معنى از دست دادن ايمان، اخلاص و گرفتار شدن در دام شرك و كفر است.
٩.
اخوت اسلامى پايه مناسبات اجتماعى:
اخوت اسلامى شامل كليه مناسبات اجتماعى در يك تشكيلات اسلامى است و رابطه فرماندهى با نيروها نيز از اين حكم كلى مستثنى نيست و به همين دليل رابطه متقابل رهبر و مردم رابطه دلسوزى و خيرخواهى است و هيچگاه تفاوت مسؤوليتها در جامعه اسلامى موجب جدايى و تفرقه نخواهد شد و برادرى روح حاكم بر كليه مناسبات فيمابين فرمانده و نيروها خواهد بود (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ). [١]
١٠.
اصالت و حاكميت ارزشهاى اسلامى:
محور اصلى نقش فرماندهى در تشكيلات اسلامى، حاكميت اصول و ارزشهاى اسلامى است و فرمانده ضمن تربيت و هدايت نيروها زمينه پذيرش حاكميت قانون خدا و اجراى آن را فراهم مىآورد و كليه وابستگيها و اسارتهايى را كه بموجب طغيان و انحراف انسان از راه خدا و وحى است از زندگى امت مىزدايد و ديگر عوامل بازدارنده خارجى را از سر راه وى بر مىدارد (وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلاٰلَ الَّتِي كٰانَتْ عَلَيْهِمْ). [٢]
١١.
نفى تحميل و اكراه:
بر اساس اعتقاد به آزادى واختيار انسان، شيوه فرماندهى در تشكيلات اسلامى به دور از هرگونه تحميل و اكراهى است كه با كرامت و ارزش والاى انسان و آزادى و اختيار او منافات دارد (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي الدِّينِ) [٣] و اين نكته در رابطه رهبر و امت از خصايص اسلامى است.
١٢.
ذوب در مكتب و تشكيلات:
تقوى عدالت و احساس مسؤوليت در برابر خدا و اهداف مقدس الهى در وجود فرمانده آنچنان حاكم است كه وى هرگز خود را نمىبيند و آنچه براى او مطرح است مكتب و تشكيلاتى است كه حاكميت مكتب را تأمين مىكند، ذوب شدن در مكتب و اراده خدا بحدى است كه او را از بهره گرفتن از مواهب مشروع و حقوق شخصى نيز باز مىدارد و از خود بىخود مىكند (فَلَعَلَّكَ بٰاخِعٌ نَفْسَكَ عَلىٰ آثٰارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً).٤
[١] . حجرات، آيه ١٠.
[٢] . اعراف، آيه ١٥٧.
[٣] . بقره، آيه ٢٥٦.
[٤] . كهف، آيه ٦.