فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٣ - مبحث چهارم اصول كلى فرماندهى در نظام توحيدى
[٤] .
قطبيت و مركزيت:
فرمانده بايد در يك تشكيلات نظامى محور و قطب عمليات باشد و جايگاه يك فرمانده اسلامى بمثابه نفس رهبر اسلامى درمركز ايدئولوژيك جامعه است كه چون قطبى جامعه را بر محور مكتب بحركت در مىآورد
[٣] ">«و انّه ليعلم انّ معلّى منها محلّالقطب منالرّحى ». [١]
[٥] .
هدايت:
اصالت در رهبرى توحيدى به رشد و تعالى انسانها و هدايت جامعه به سوى هدف غايى آفرينش و شكوفايى استعدادهاى فرد و جامعه بشرى است (وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنٰا) [٢] تعليم و تزكيه از اهداف عاليه انبياء است و رهبرى در جامعه اسلامى از آن تفكيك ناپذير است.
٦.
اصل شورا:
در فرماندهى اسلامى اصل شورا به عنوان زيربنا (أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ) ٣و به صورت يك اصل الزامى مقرر شده است (وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ). ٤
٧.
احترام به افكار و آزاديها:
اين اصل ناشى از حاكميتى است كه خداوند به انسان نسبت به سرنوشت او داده و او را در عقيده وعمل اختيار بخشيده است. (إِنّٰا هَدَيْنٰاهُ السَّبِيلَ إِمّٰا شٰاكِراً وَ إِمّٰا كَفُوراً) ٥مراجعه به آراء مردم و نظر خواهى و آزادگذاردن مردم در انتخاب راه، شيوه رهبرى در اسلام بوده و مواردى از آن را مىتوان به صورت نظرخواهى در جنگها و بيعت با پيامبر اسلام (ص) و اميرالمؤمنين (ع) مشاهده نمود.
٨.
قاطعيت (ايمان و اخلاص):
قاطعيت حالتى است كه از ايمان و اخلاص سرچشمه مىگيرد، فرمانده در نظام اسلامى به دليل داشتن ايمان و اخلاص درحد عالى از قاطعيتى برخوردار است كه در عمل فقط رضا و فرمان خدا را در نظر مىگيرد و از هيچ نيرو و عاملى هراس بدل راه نمىدهد و تنها يك نوع ترس در وجود رهبر اسلامى وجود دارد، و آن هم خشوع در برابر خداست و بازدارنده از حركت و پويايى نيست بلكه خود بزرگترين عامل احساس مسؤوليت، پويايى و سرعت در رشد و تعالى است (فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ).٦
جدا شدن فرماندهى از قاطعيت و دچار عفريت شك، ترديد و ترس گرديدن، در
[١] . نهجالبلاغه، خ ٣.
[٢] .
انبياء، آيه ٧٣.
[٣] .
شورى، آيه ٣٨.
[٤] . آل عمران، آيه ١٥٩.
[٥] .
انسان، آيه ٣.
[٦] . آل عمران، آيه ١٥٩.