فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٠ - مبحث اول مديريت نظامى و فرماندهى
درگيريها از مسأله مديريت سرچشمه گرفته است و هم اين مشكل، محور اصلى بسيارى از تصادم قدرتها و جنگهاى خانمانسوز و پايه بروز اختلافات ريشهدار عقيدتى درميان بشر بوده است و در اين ميان فرماندهى نظامى نقش عمدهاى بر عهده داشته است.
در مطالعه تاريخ و بررسى اجتماعات بشرى اعم از جامعههاى ابتدايى و پيشرفته، بىپايه و استوار، الحادى و مذهبى و واپس گرا و پيشرو، دو دسته متمايز ديده مىشود، فرمانروايان و مدعيان رهبرى در يكسو و انبوه مردم فرمانبردار و مطيع و تحت فرماندهى در سوى ديگر، رابطه اين دو دستگاه به شكل ساده و گاه پيچيده بوده، ولى زندگى اجتماعى بشر هرگز از اين رابطه جدايى نيافته است.
نگاهى ولو گذرا به تاريخ جنگها وعملكرد فاتحان نظامى در تاريخ گذشته و همچنين مجامعى كه امروز در جهان توسط ارتشهاى قدرتمند جهان در زمينه تجاوز به حقوق طبيعى و انسانى ملتهاى ضعيف روا داشته مىشود و جهنمهايى كه ابرقدرتها به اتكاء قدرت نظامى و ماشينهاى عظيم جنگى در عرصه زندگى كشورهاى عقب مانده بوجود مىآورند كافى است كه ما را به اهميت و ارزش مسألهاى بنام فرماندهى و مديريت نظامى واقف گرداند. گرچه امروز معادلات سياسى و نظامى در ميدان ديپلماسى حل و فصل مىگردد ولى نمىتوان انكار نمود كه بخش عظيم بحرانها و مشكلات بينالمللى در رابطه با مسأله جنگ و فرماندهى نظامى شكل گرفته و مىگيرد.
طرح نوين مديريت و فرماندهى نظامى مىتواند راه حل مؤثرى در حل بحرانها و مشكلات بزرگى باشد كه سرپنجه قدرتمند ديپلماسى قادر به بازكردن گرههاى آنها نمىباشد.
ما دراسلام چنين مديريت و فرماندهى را مىيابيم و اميدواريم كه در نظام جمهورى اسلامى ايران كه فرماندهى كلقوا به دست مقام مقدس ولايت فقيه مىباشد نظام انسانى مديريت و فرماندهى اسلامى به گونهاى پياده شود و در جبهههاى دفاع مقدس در برابر استكبار جهانى مورد استفاده قرار گيرد بلكه يك الگوى نظامى انسانى، جايگاه مناسب خود را در انديشههاى نظامى جهان بازنمايد.
معمولاً در شكلگيرى قدرت كه پايه و محور اصلى مديريت نظامى و فرماندهى