منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٦٣ - الترجمة
راستش اينست كه بخدا سوگند من يكتنه اگر با همه آنها كه روى زمين را يكجا پر كنند روبرو گردم باكى ندارم و هراسى بخود راه ندهم، من گمراهى آنان را كه در آن افتادهاند و راست كردارى و رهيابى خودم را بچشم دل بينايم و در يقين بپروردگارم پاى برجا، و راستى كه من بملاقات پروردگارم بسيار شيفتهام، و براستى كه بپاداش نيك او منتظر و اميدوارم، ولى پيوسته اندوه مىخورم از اين كه سر كارى و پيشوائى اين امّت اسلامى را كم خردان و هرزههاى آنان در دست گيرند، و نتيجه اينست كه:
مال خدا را كه در بيت المال سپرده شود از آن خود دانند و بدست هم بدهند و بندگان خدا را بردگان خود شمارند و نيكان امّت را به پيكار خونين گيرند و تبهكاران را ياران و همدستان خود سازند و از آنان بسود خود حزب درست كنند.
زيرا از همين سفيهانست كسى كه در ميان شما مسلمانها نوشابه حرام نوشيده و در محيط اسلام كيفر آنرا چشيده و حدّ شرعى بر او جارى گرديده.
و از هم آنها كسانىاند كه اسلام را نپذيرفتند مگر اين كه براى اظهار مسلمانى رشوهها و عوضها بر ايشان مقرّر گرديد، اگر اين چنين نبود من تا اينجا شما را تشويق بمقاومت و نهضت نمىكردم و بسستى در كار سرزنش نمىدادم و بجمع آورى و توحيد نيرو ترغيب نمىنمودم، و چون سرباز مىزديد و سستى مىكرديد شما را وامىگذاشتم، آيا نمىبينيد مرزهاى شما رو بكاست است و شهرهاى شما را دشمن گشوده است و كشورهاى شما درهم فشرده و كوچك مىشود و شهرستانهاى شما را بباد غارت مىگيرند، كوچ كنيد- خدايتان رحمت كناد- براى پيكار با دشمن خود و تنبلى را از خود دور كنيد و زمينگير نشويد تا بكاستى و تباهى اندر شويد و بخوارى تن در دهيد و بهره شما از زندگى پستتر از همه باشد.
و راستى كه دلاور جنگجو بىخواب است، و هر كس بخوابد و غفلت ورزد دشمن از او بخواب نيست و در كمين شبيخون باو است، و السلام.