منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٨٥ - الترجمة
سپس تو را كارهائيست كه بناچار خوبست بايد انجام دهى:
از آن جمله پذيرفتن مراجعه كارمندان تو است در آنچه دفتر داران تو از انجام آن درمانند.
از آن جمله پاسخ گوئى به نيازمنديهاى مردم است كه بتو مراجعه مىشود در صورتى كه ياوران تو از پاسخ بدانها دچار نگرانى شوند.
كار هر روزى را در همان روز انجام بده و به فردا ميفكن، زيرا براى هر روزى است كارهاى مربوط بدان روز.
براى خود ميان خود و خداى تعالى بهترين أوقات و شايانترين قسمت عمر خود را مقرّر دار و گر چه همه اوقات تو براى خدا مصرف مىشود و عبادت محسوبست در صورتى كه نيت پاك باشد و كار رعيّت درست شود، و بايد در خصوص آنچه با خلاصمندى در كار دين خود براى خدا انجام مىدهى، انجام واجباتى كه بر تو است و مخصوص خدا است منظور دارى، از تن خود بخدا بده، در شب خويش و در روز خويش آنچه براى تقرّب بخداى سبحان ميكنى (از نماز و روزه و غيره) كامل انجام بده بطورى كه خللى در آن نباشد و كاستى نداشته باشد، بگزار هر چه بيشتر به تنت رنج عبادت رسد.
ولى هر گاه براى مردم نماز ميخوانى و جماعت در پشت سر دارى نبايد باندازهاى طول بدهى كه مايه نفرت مردم از نماز جماعت شود و نه چنان كوتاه آئى كه مايه تضييع نماز گردد، مردمى كه پشت سر تو نماز مىخوانند برخى دچار بيمارى و گرفتارى و حاجت هستند.
من خود از رسول خدا ٦ هنگامى كه براى سرپرستى مسلمانان بسوى يمنم گسيل داشت پرسيدم كه: چگونه براى مردم نماز جماعت بخوانم؟ در پاسخ فرمود: مانند نماز ناتوانترين آنها و نسبت بمؤمنان مهربان باش.