آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٧ - فصل ٨ آن چه، بر اساس روايات، هنگام گم كردن راه مىگوييم
نيز از همان كتاب، به سند خود از ابو حمزهى ثمالى، از امام باقر ٧، روايت كرده است كه فرمود:
«كسى كه حيوانش فرارى شود، اين كلمات را بگويد:
يا عباد اللَّه الصّالحين، أمسكوا عليّ رحمكم اللَّه! يا نار في ع ح و با ه ا ه ح.
اى بندگان شايستهى خدا، خدايتان رحمت كند! آن را براى من بگيريد.» [پس از اين ذكر، در روايت چنين عبارتى ديده مىشود:] راوى گويد: امام ٧ فرمود: «خشكى به ارع ح، و دريا به ه و م ح سپرده شده است.» يكى از راويان حديث به نام عمر بن عبد العزيز گويد: من آن را در بارهى چند قاطرى كه گم كرده بودم، انجام دادم؛ آنها را برايم جمع كرد.[١] نيز از همان كتاب به سند خود از ابو عبيدهى حذّاء [كفشگر] نقل كرده است كه گفت: در خدمت امام باقر ٧ بودم. شترم گم شده بود؛ امام فرمود:
«دو ركعت نماز بخوان و اين را كه مىگويم باز گو:
اللّهمّ رادّ الضّالّة، هاديا من الضّلالة، ردّ عليّ ضالّتي فإنّها من فضل اللَّه و عطائه.
پروردگارا، اى باز گردانندهى گم شده و هدايتكننده از گم راهى، گم شدهام را به من باز گردان. به يقين، اين از فضل و بخشش خداوند است.» پس امام ٧ به غلامش دستور داد هودج حضرتش را بر يكى از شترانش ببندد و فرمود: «اى ابا عبيده، بيا سوار شو.» با آن حضرت سوار شديم. مركب به راه افتاد. كمى راه رفته بوديم كه ناگاه چيز سياهى در ميانهى راه نظرمان را جلب
[١] محاسن: ٣٦٣.