آداب سفر در فرهنگ نیایش (ترجمه الأمان) - سید بن طاووس - الصفحة ١٩٧ - فصل ٥ دعايى كه شخصى بر اسب مردهى خود خواند و آن حيوان زنده شد
فصل ٥: دعايى كه شخصى بر اسب مردهى خود خواند و آن حيوان زنده شد
آن را در كتاب «المستغيثين» ديدم. مؤلّف به سند خود مىگويد: شخصى اسبش مرده بود، پس چنين گفت:
أقسمت عليك أيّتها العلّة النّازله و اللّزبة الملمّة بعزّة عزّة اللَّه و بجلال جلال اللَّه و بقدرة قدرة اللَّه و بسلطان سلطان اللَّه و بلا إله إلّا اللَّه و بما جرى به القلم من عند اللَّه و بلا حول و لا قوّة إلّا باللَّه إلّا اندفعت و انصرفت عنّي و عن فرسي و دابّتي.
اى بيمارى اى كه فرود آمده و چسبيده و آميخته گرديدهاى، تو را به ارجمندى عزّت خدا و به شكوه جلال پروردگار و به توان قدرت خدا و به فرمانروايى حكومت خدا و به اين كه نيست معبودى جز خدا و به آن چه قلم از جانب خدا ثبت مىكند و به اين كه جنبش و نيرويى نيست مگر به خدا، سوگند مىدهم كه از من و از اسب و چارپايم جدا شوى و برگردى.
بر اثر آن، اسب از جاى برخاست و سلامتش را باز يافت.[١]
[١] المجتنى من الدّعاء المجتبى: ١٤.