تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٣٤ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
ولى امر مسلمين به مقاومت برخيزد تطبيق نموده است. طبق اين روايت، آن امام، آيه مذكور را چنين قرائت كرده است: «و لو انّا كتبنا عليهم أن اقتلوا أنفسكم و سلّموا- للامام- تسليما أو اخرجوا من دياركم- رضا له- ما فعلوه إلّا قليل منهم و لو أنّ أهل الخلاف (كه به جاى «و لو أنّهم» و براى توضيح ضمير آمده است) فعلوا ما يوعظون به لكان خيرا لهم و أشدّ تثبيتا»[١]. در اين حديث، نكته دقيقى است: قتل نفس كنايه از خضوع و تن در دادن به رهبرى ولى امر و خروج از كاشانه كنايه از ترك لذتهاى نفسانى است كه آن را به مثابه يك دژ گرفته است. شخصى كه چنين خاضع باشد و به امر ولى امر تن در دهد، بدين طريق از مردم راضى است و در تحكيم اراده الهى خواهد كوشيد.
٥. كلينى همچنين از ابو بصير نقل مىكند كه امام صادق عليه السّلام در ذيل آيه شريفه «وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا»[٢] فرموده است: «إن تلووا الأمر و تعرضوا عمّا أمرتم به فإنّ اللّه كان بما تعلمون خبيرا».[٣] محدّث نورى- كه با ذكر اين حديث، بر تحريف استدلال كرده است- خود اعتراف كرده كه ظاهر روايت تفسير است؛ ولى با اصرار بر توهم پيشين خود پنداشته است كه اين آيه، به تحريف نظر دارد و در توجيه آن گفته است:
«شايد سهو القلم (اشتباه كاتبان قرآن) باشد».[٤]
٦. از ابو ربيع شامى روايت شده كه گفت: در خصوص آيه شريفه «وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ»[٥] از امام صادق عليه السّلام پرسيدم. حضرت فرمود: «الورقة، السقط، و الحبّة: الولد؛ و ظلمات الأرض: الأرحام؛ و الرطب: ما يحيي من الناس؛ و اليابس: ما يقبض و كلّ ذلك في إمام مبين؛[٦] ورقه: سقط است و حبه فرزند؛ و تاريكىهاى زمين، رحم زنان؛ و رطب چيزى است كه مردمان به آن حيات مىيابند؛ و يابس چيزى است كه رحم آن را باز
[١] . الكافى، ج ٨، ص ١٨٤، شماره ٢١٠.
[٢] . نساء ٤: ١٣٥.
[٣] . الكافى، ج ١، ص ٤٢١، شماره ٤٥.
[٤] . فصل الخطاب، ص ٢٧٦.
[٥] .« هيچ برگى فرو نمىافتد مگر آنكه خداى از آن آگاه است و هيچ دانهاى در تاريكىهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر آنكه در كتابى آشكار ثبت است». انعام ٦: ٥٩.
[٦] . الكافى، ج ٨، ص ٢٤٩، شماره ٣٤٩.