تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٧٠ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
٣. امام باقر عليه السّلام فرمود: «از جانب خدا، براى ما در كتاب محكم الهى حقى است كه اگر آن را محو سازند و بگويند آن از خدا نيست يا اصلا آن را نشناسند برابر است».[١] مقصود امام اين است: توصيف ما و وصف موضع ما نسبت به مسأله ولايت- چنانكه بر حق و شايسته اين مقام بلند است- به دلايل آشكار، در قرآن مذكور است؛ و اگر بالفرض آن را محو سازند يا از آن ناآگاه باشند- يعنى از اساس بر ايشان پوشيده مانده باشد- يكسان است؛ يعنى موضع جهل ايشان نسبت به آمدن وصف عترت در قرآن، با محو آن از قرآن برابر است.
٤. بدين ترتيب، معناى اين حديث كه: «اگر در قرآن، فزونى و كاستى صورت نمىگرفت، هرگز حق ما بر هيچ صاحب انديشهاى مخفى نمىماند»[٢] نيز روشن مىشود؛ زيرا مقصود از فزونى و كاستى در قرآن، تحميل رأى و تفسير ناروا مىباشد كه در پى آن، در مدلول كلام الهى مىافزايد يا از روى عمد از آن مىكاهد؛ يا مقصود، سخن گفتن بدون علم و بدون هدايت الهى درباره قرآن است كه از آن به تفسير به رأى تعبير شده است.
افزون بر آن، كتمان حقايق قرآن و بيان نكردن آنها براى مردم، كوتاهى در حق قرآن و كاستن از دلايل روشن آن است. با اين وصف، معناى اين حديث كه: «اگر قرآن را به همانگونه كه نازل شد مىخواندند، نام ما را در آن مىيافتند» با حديثى كه پيش از اين نقل شد، يعنى «ضرورت توجه به قرآن، به صورت تازه و بدون كدورت اوهام». برابر است.
بنابراين، مقصود فزونى در لفظ قرآن يا كاستى لفظ آن، چنانكه اهل تحريف توهم كردهاند، نيست؛ زيرا اگر مراد اين بود، مخالف اجماع طايفه بود و رد مىشد؛ زيرا هيچكس حتى اخباريان احتمال فزونى در قرآن را نداده است و خود محدث نورى نيز به اين اجماع اعتراف كرده و از همينجا به شيوه اخباريان پيش از خود، در توجيه اين روايت كوشيده است.[٣]
استاد بزرگوار آيت اللّه خويى رحمه اللّه مىفرمايد: «مسلمانان، حتى مدعيان تحريف،
[١] . تفسير عياشى، ج ١، ص ١٣، شماره ٢.
[٢] . همان، شماره ٦.
[٣] . فصل الخطاب، ص ٢٣٦.