تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٧ - ٣ جنبه اعجاز
در اصل «كنت ترابيا» بوده است و مىگويند نظير آن بسيار است.[١]
همه اين پندارها باطل و بىاساس است؛ زيرا به طريق خبر واحد به دست ما رسيده است كه در باب قطعيات؛ حجت نيست. به همين ترتيب، تبديل مكانى آيات، به نظم و ساختار كلام كه اعجاز در نظم و اسلوب بر آن مبتنى است، خلل وارد مىسازد. مىگويند اصل آيه شريفه «أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً؛[٢] آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او، پيرو آن است و پيش از وى [نيز] كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده است [دروغ مىبافد]؟»، «و يتلوه شاهد منه اماما و رحمة و من قبله كتاب موسى» بوده است و يك كلمه بر كلمه ديگر پيشى گرفته است و بر حسب گمان آنان معناى آيه از بين رفته است.[٣]
همچنين كاستى يك يا چند كلمه كه در ضمن يك جمله آمده و در قالب يك اسلوب بلاغى بديع، شكل يافته است، با اعجاز قرآن سازگار نيست؛ زيرا حذف كلماتى از يك جمله ساختار آنرا به هم مىريزد و در نهايت لطف و ارزش نخستين آنرا از بين مىبرد و مجالى براى تحدى به آن باقى نمىگذارد. مدعيان تحريف از اين امر غفلت نموده و نسبت به قداست و پيراستگى قرآن كريم مرتكب جرمى نابخشودنى شدند. ايشان مىپندارند اسم امير المؤمنين على عليه السّلام در مواردى از قرآن حذف شده است؛ بدون آنكه دريابند كه اگر قرار باشد اين اسم را در آن مواضع بگذاريم طراوت فعلىاش از بين مىرود؛ افزون بر اينكه اسم تنها براى بيان شأن نزول است و نيازى به ياد كردن آن در نص قرآن نيست.
همچنين مىگويند: در آيه شريفه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛[٤] اى پيامبر، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن؛ و اگر نكنى پيامش را نرساندهاى» اسم على از جمله «انزل إليك في علي» حذف شده است.[٥] در فصل آينده اينگونه پندارها را متعرض خواهيم شد.
[١] . براى توضيح بيشتر از آنچه در اين زمينه به نعمانى نسبت داده شده ر. ك: بحار الانوار، ج ٩٠، ص ٢٧- ٢٦.
[٢] . هود ١١: ١٧.
[٣] . بحار الانوار، ج ٩٠، ص ٢٧- ٢٦.
[٤] . مائده ٥: ٦٧.
[٥] . منبع الحياة، ص ٦٧.