تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٤٨ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
٢. صدوق در خصال از جابر بن عبد اللّه انصارى و او از پيامبر روايت كرده است كه: «در روز قيامت سه كس نزد خداوند شكايت مىبرند: قرآن، مسجد و عترت.
قرآن مىگويد: پروردگارا اينان مرا تحريف كردند و از هم گسيختند؛ مسجد مىگويد:
پروردگارا اينان مرا وانهادند و تباه كردند و عترت مىگويد: پروردگارا ما را كشتند و آواره ساختند ...»[١] و در برخى نسخ، به جاى حرّفونى «حرّقونى» (به قاف) آمده است؛ يعنى مرا سوزاندند.
٣. محمد بن قولويه از حسن بن عطيه روايت كرده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود:
«خدايا آنان را كه پيامبرانت را تكذيب، كعبهات را ويران و كتابت را تحريف كردهاند لعنت كن».[٢]
از اين قبيل روايات فراوان است و ما به ذكر همين موارد بسنده مىكنيم.
همانگونه كه پيشتر گفته شد: مقصود از تحريف در لغت و اصطلاح شرع- در كتاب و سنت- تحريف معنوى است؛ يعنى تفسير نادرست كه از آن به تأويل باطل تعبير مىشود. پيش از اين روايت امام باقر عليه السّلام را در نامهاش به سعد الخير بيان كرديم؛ كه در آن فرموده است: «دور افكندن كتاب از سوى آنان بدانگونه بوده كه الفاظ و حروف آن را پاس داشته اما حدود آن را تحريف نمودهاند».[٣]
گواه اين مدعا روايتى از آن امام است كه در آن، تلاوتكنندگان قرآن را تقسيم كرده است. در بخشى از اين روايت مىفرمايد: «و كسى كه قرآن مىخواند و الفاظ و حروف آن را حفظ مىكند، امّا حدود آن را ضايع مىسازد ...».[٤] در اين روايت واژه ضايع نمودن به جاى تحريف به كار رفته است. مقصود از ضايع ساختن حدود قرآن آن است كه آن را وانهند و بر طبق آن عمل ننمايند؛ چنانكه مراد از تحريف قرآن، ننهادن آن در جايگاه بايستهاش مىباشد. تحريف، از ريشه «حرف» بهمعناى كناره، گرفته شده است.
در حديث حسن بن موسى خشاب كه از امام صادق عليه السّلام روايت كرده، آمده است
[١] . شيخ صدوق، الخصال، باب الثلاثه، ص ١٧٤، شماره ٢٣٢.
[٢] . كامل الزيارات، باب ٧٩، ص ١٩٧.
[٣] . الكافى، ج ٨، ص ٥٣، شماره ١٦.
[٤] . همان، ج ٢، ص ٦٢٧، شماره ١.