تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢١ - كتابهاى غيرمعتبر مورد استناد محدث نورى
نيز جايز نيست؛ زيرا در آن خلط و تدليس راه يافته است. براى هر ديندار سزاست كه به تمام آنچه در آن آمده عمل نكند و از تكيه بر آن و تقليد در روايت آن اجتناب ورزد».[١]
اين تشكيك بدان خاطر است كه نقل شده: وقتى حجّاج او را پى جست تا خونش را بريزد، او فرار كرد و به ابان بن ابى عياش (فيروز) پناه برد. هنگام مرگ كتاب را بهعنوان پاداش لطف ابان، به او تسليم كرد. علامه در خلاصه آورده است: كتاب سليم تنها از ابان و از طريق او روايت شده است.
اين ابان جزو تابعان و از صحابه امام باقر و امام صادق عليهما السّلام بوده است. شيخ طوسى در رجال خود او را ضعيف دانسته است. ابن غضائرى نيز در حق او گفته كه:
«ضعيف است و شايسته التفات نيست». اصحاب، ابان را متهم ساختهاند به اينكه در كتاب سليم دست برده و آميزه و تخليط موجود در اين كتاب، از آنجا ناشى شده است. چنانكه برخى، كتاب را حتّى به خود ابان نسبت دادهاند. ابن غضائرى مىگويد: «اصحاب ما كتاب سليم بن قيس هلالى را به ابان نسبت مىدهند».
شيخ طوسى، كتاب سليم را از دو طريق روايت كرده است: ١. طريق حماد بن عيسى و عثمان بن عيسى از ابان از سليم. ٢. طريق حماد از ابراهيم بن عمر يمانى از ابان از سليم.
استاد بزرگوار، آيت اللّه خويى رحمه اللّه مىفرمايد: «طريق شيخ به كتاب سليم به هردو سند ضعيف است. شيخ مىگويد: ما به كتاب سليم بن قيس هلالى كه از طريق حماد بن عيسى روايت شده راه نداريم؛ چون در اين طريق ابو سمينه، محمد بن على صيرفى كه ضعيف و كذاب است، قرار دارد».
اين كتاب به اختلاف نسخهها مشهور است و شايد گذشت زمان و دست به دست شدن كتاب توسط نويسندگان آن را در معرض دستبرد آراء و افكار گوناگون قرار داده است. پديدهاى كه در هر كتابى كه مصنف، خود، به انتشار آن موفق نشود
[١] . تصحيح الاعتقاد، ص ١٥٠- ١٤٩.