تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٠ - كتابهاى غيرمعتبر مورد استناد محدث نورى
رساله، مشخص نيست اما انتساب اين رساله به سيد مرتضى نيز، به احتمال قوى، از مشابهت نام كاتب رساله با نام سيد نشأت يافته است؛ چون هيچيك از نويسندگان كتب تراجم، چنين كتابى را به سيد مرتضى نسبت نداده و در فهرست تأليفات زياد سيد نيز ذكر نشده است. از اين گذشته، محتواى اين رساله با ديدگاه سيد در مسأله مصونيت قرآن از تحريف، مخالفت صريح دارد.
محققان مدعىاند كه اين رساله بهطور كامل و بدون هيچ تفاوت و تغييرى، از رساله منسوب به نعمانى استنساخ شده است.[١] شايد نام شخصى كه اين رساله را استنساخ كرده است- اتفاقا- با نام سيد يكى بوده و در نتيجه، چنين اشتباهى رخ داده است.
در پايان بايد گفت: رسالهاى كه چنين وضعيتى دارد (نويسنده و ناسخ آن نامشخّص است و سند آن صحيح نيست و هيچكس از بزرگان علم و حديث به توثيق آن رأى نداده و احدى از پيشوايان تحقيق بر اعتبار و سنديت آن تصريح نكرده است) صلاحيت ندارد بهعنوان مستند و منبع گزينش روايات تلقى گردد.
البته چنين نوشتههايى، براى امثال محدث نورى كه مانند غريق، به هر دستاويزى متشبث مىشوند مرجعيت دارد و به همين سبب است كه او جعبه خالى خود (رساله فصل الخطاب) را با چنين گياهان هرز- كه بسيار سست و بىبنيادند- لبريز ساخته است. كتابهاى ديگرى كه اينان براى اثبات تحريف به آنها تمسك كردهاند نيز حال و وصفى بهتر از اين رساله مجهول ندارند.
٢. السقيفة نوشته سليم بن قيس هلالى (م ٩٠)؛ سليم از اصحاب خاص امام امير مؤمنان عليه السّلام بود. او كتابى نگاشته بود كه در آن پارهاى از اسرار امامت و ولايت را جمع آورده بود. اين كتاب جزو نفيسترين كتبى بوده كه شيعه در آن دوره از آن بهرهمند بوده است. امّا بسيارى از محقّقان درباره اصلى يا بدلى بودن نسخه موجود و متداول آن تشكيك كردهاند.
شيخ مفيد مىگويد: «اين كتاب، قابل اطمينان نبوده، عمل به بيشتر مطالب آن
[١] . ر. ك: الذريعه، ج ٢٠، ص ١٥٥.