تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣١ - تحريف در بشارتهاى تورات و انجيل
قلوط» بهمعناى «بسيار ستوده» مىباشد كه موافق و منطبق بر «احمد» و «محمد» است. با اين حال آنان- به گمان خود- آنرا تصحيح نموده و اصل يونانى آنرا «پيرا كلىطوس» دانسته، از آن به «فار قليط» تعبير نمودهاند؛ همانگونه كه در ترجمههاى چاپ لندن (سال ١٨٢١ و ١٨٣١ و ١٨٤١ م) و چاپ ويليام لندن (١٨٥٧ م) براساس نسخه رومى (چاپ سال ١٦٦٤ م) و ترجمه عبرى (چاپ سال ١٩٠١ م) آمده است. اما پارهاى از مترجمان آنرا به لفظ «معّزى» (تعزيتدهنده) و مسّلى «تسلىبخش» تغيير دادهاند و اين معنا شايع شده است».[١]
گواهى اسقف اعظم؛ كشيش، فخر الاسلام- كه به بركت نورانيت قرآن اسلام آورد- مىگويد: «نزد اسقف اعظم درس فرا مىگرفتم. او مرا بسيار دوست مىداشت و به گرمى با من برخورد مىنمود. روزى از او پرسيدم معناى حقيقى واژه «فارقليطا» و مقصود از آن در زبان سريانى و واژه «پير كلىطوس» در زبان يونانى چيست؟
سؤال من بدينخاطر بود كه بين من و ديگر شاگردان درباره تفسير اين واژه مشاجره درگرفته بود. من مىخواستم با پرسش از اسقف اعظم حقيقت آنرا دريابم.
اسقف در پاسخ سؤال من مرا مورد عنايت قرار داد و در حالىكه اشك در چشمانش حلقه زده بود گفت: اى فرزندم، بر من گران است با تو از در خدعه و نيرنگ درآيم. اگر سرّ خويش را بازگويم هلاك خواهم شد، من سوگند اكيد ياد كردم كه راز او را در حال حيات و ممات فاش نسازم. آنگاه كليد اتاقى كه مخصوص خود او بود به من داد كه گمان داشتم اموال و پولهايى متعلق به او در آن است. او از من خواست تا در صندوقى را كه در آن كتب گرانبها از جمله دو نسخه از كتاب مقدس بر پوست نوشته شده وجود داشت باز كنم. يكى از آن دو نسخه به زبان سريانى و ديگرى يونانى و تاريخ نگارش آنها مربوط به قبل از اسلام بود. در آن دو كتاب «فار قليطا» با صراحت تمام به «احمد» و «محمد» ترجمه شده بود».[٢]
[١] . الرحلة المدرسيه، ج ٢، ص ٣٣.
[٢] . براى آگاهى از تفصيل اين داستان ر. ك: انيس الاعلام، ج ١، ص ٢٠- ٨.