تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٩٤ - فصل چهارم گواهى صاحبنظران اهل سنت(به پيراستگى شيعه از قول به تحريف)
بگذرانيم خواهيم يافت كه در همهجا يك قرآن- بىكاستى و بىفزونى- زينت بخش مسلمين است. هرچند مسلمانان به مذاهب و فرق و ملل و نحل پراكنده شدهاند و اجتماع به هم پيوسته ايشان از هم گسسته است، خوشبختانه قرآن بهعنوان تنها ريسمانى كه مايه وحدت مسلمانان است بىآنكه حتى دو نفر دچار اختلاف در آن باشند، نقش خود را به خوبى ايفا نموده است ... آنچه بهعنوان قول به تحريف، به شيعه نسبت داده مىشود فقط صرف ناسزاگويى و ژاژخايى است؛ بىآنكه از جام حقيقت در معتقدات شيعه جرعهاى نوشيده باشند؛ چه اينكه هرگاه ما عقيده شيعه را پيرامون قرآن، به صداقت بنگريم، در خواهيم يافت كه ايشان همگى بر نزاهت و پيراستگى قرآن از هرگونه تحريف يكصدا هستند.
چرا- جاى- دور برويم؛ شهرهاى شيعه شهره آفاق و آراء فقهى ايشان نزد همگان معروف است؛ اگر قرآن شيعه غير از قرآنى است كه نزد ديگر فرق اسلامى موجود است مىبايست مردم از آن اطلاع حاصل مىكردند. هرگز فراموشم نمىشود وقتى كه ذهنم از اينگونه شايعات لبريز بود و براى اولين بار در شهرهاى شيعهنشين گام مىنهادم و هرگاه كتابى حجيم به دستم مىرسيد با شتابى فراوان آنرا مىگشودم تا با دستيافتن به قرآن ويژه شيعه دلم آرام گيرد؛ اما چه زود دريافتم كه اينگونه گفتارها پندارى بيش نيست و بعدها پى بردم چگونه كينهتوزانى ستمپيشه براى آنكه از شيعه چهرهاى نفرتانگيز ميان مسلمين بسازند اينگونه شايعات دروغين را نشر مىدهند. متأسفانه محمد تقى نورى طبرسى (م ١٣٢٠) با تأليف كتاب فصل الخطاب فى تحريف الكتاب دستاويزى نامبارك در اختيار دشمنان فرصتطلب شيعه گذاشت تا به واسطه آن همواره اين طايفه مظلوم را به باد ناسزا بگيرند و بر ايشان به احتجاج پردازند.
اين زورگويان مىخواهند مسؤوليت اين كتاب را برعهده تمام شيعه بگذارند [و همگان خوب مىدانند كه] انصاف نيست عقيده يك نويسنده را بهعنوان عقيده مذهب قلمداد كنند.
چه بسيار است كتابهايى كه پا به عرصه وجود نهاده (تدوين شده است) و تنها نشانگر نظر نويسنده و مؤلف آن است نه بيشتر، و در آنها سره و ناسره، حق و باطل و