تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٤ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
است كه امام عليه السّلام در صدد ذكر شمار آيات نبوده؛ بلكه از باب اطلاق عدد تام بوده است كه با تكميل آن از باب تسامح- چنانكه متداول است- با واقعيت متناسب مىباشد. چنين وقايعى هنگامى رخ مىدهد كه غرض، ياد كردن كسر ناقص يا زائد نباشد؛ مانند آنچه در اين روايت آمده است كه: امام سجاد عليه السّلام پس از شهادت پدرش، چهل سال گريان بوده است؛ در حالىكه پس از پدر خويش سى و پنج سال بيشتر نزيسته است».
شعرانى مىگويد: «اين توجيه، به افزايش لفظ «ده» پذيرفتنى نيست». آنگاه به دستاويزهاى پوچ مدعيان تحريف مىپردازد و- به مناسبت- با اشاره به كتاب فصل الخطاب مىگويد: «اين كتاب را- از آغاز تا انجام- بررسى كردم؛ اما چيزى در آن نيافتم كه صلاحيت استناد براى ادعاى تحريف داشته باشد و جز پارهاى از روايات ضعيف السند كه در آن مطالب ناشناختهاى آمده است- كه نه اساتيد نورى بر آن صحه گذاشتهاند و نه ديگر علما؛ چون با اصول مذهب مخالفت دارد- نيامده است؛ مانند آنچه در كتاب احتجاج درباره افتادگى و حذف يك سوم قرآن از درون يك آيه در سوره نساء ياد كرده است؛ كه معنايش آن است كه اين سوره برابر با نصف قرآن يا نزديك به نصف آن بوده است؛ افزون بر آنكه خود راوى ناشناس است. همچنين مانند آنچه از كتاب «سليم بن قيس هلالى»- كه كتابى ساختگى است و نزد صحابه اصل و اساسى ندارد- آورده است و نظير آنچه از كتاب دبستان المذاهب- كه آن هم كتابى بىاساس مىباشد- آورده است».[١]
محدث نورى، خود به اختلاف نسخ اعتراف كرده، مىگويد: «ممكن است در بعضى از نسخههاى كافى عبارت «هفت هزار آيه» يافت شود- و مىافزايد:- فيض كاشانى در وافى بر اين نسخه اكتفا كرده و از ديگر نسخهها سخنى به ميان نياورده است؛ اين كار او نوعى خيانت است گمان مىكنم كه لفظ «عشر» از نسخه او افتاده باشد و نويسنده يا كسى كه بر نگارش آن نظارت مىكرده، كلمه «الف» را «آلاف» كرده باشد تا با قواعد نحوى سازگار گردد؛ بىآنكه به نسخههاى ديگر مراجعه
[١] . شعرانى، حاشيه الوافى، مجلد دوم، ج ٥، ص ٢٣٤- ٢٣٢.