تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١ - پندار نسخ تلاوت
كوركورانهاى است كه در مقابل امر واقع شده- كه صحت آن به گمانشان حتمى است- انجام مىگيرد و مانند آن است كه پس از واقعه به فكر علاج افتاده باشند.
ثانيا هرگاه شهرت قرائتى به دوره متأخر برسد، نظير ديگر قرائتهاى مشهور در اصطلاح اهل سنت حجت است و لازم نيست به تواتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ثابت شده باشد، و همانگونه كه قبلا گفتيم قرائتهاى معروف، نه از دوره رسالت متواتر است و نه از صاحبانشان. افزون بر اين، قرآن موجود خود با قرائت مشهور متواتر مطابق است. با اين بيان تناقض كلام سرخسى روشن مىگردد.
ثالثا همانگونه كه يادآور شديم، اضافاتى كه در كلام پيشينيان خصوصا ابن مسعود آمده است بىآنكه آنرا از متن به حساب آورند، اضافاتى است براى تفسير آيه و چه بسا از ديدگاه برخى فقيهان، بهعنوان فهم يك صحابى بزرگ تلقى مىگردد نه بهعنوان نقل او؛ چنانكه سرخسى پنداشته است.
رابعا خداوند مىفرمايد: «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها؛[١] هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم، بهتر از آن، يا مانندش را مىآوريم».
در جايى كه ناسخ نباشد نسخى نيست؛ همچنانكه در غير احكام- همانگونه كه در بحث از شرايط نسخ بيان كرديم-[٢] نسخ وجود ندارد، بر اين اساس [از سرخسى مىپرسيم] در اينجا ناسخ، كدام است؟ و چگونه لفظ آيه نسخ مىشود اما حكمش همواره باقى مىماند؟ در اين صورت، نسخ لفظ چه سودى دارد در حالىكه لفظ، سند حكم است و مادامى كه حكم باقى است، مىبايست لفظ هم ماندگار باشد؟ و اين اشكال عمدهاى است كه بر اين پندار وارد است، (توضيح بيشتر اين اشكال خواهد آمد).
ابن حزم اندلسى بعد از آنكه مىپذيرد آيه رجم در ضمن آيات ديگر سوره احزاب- كه همسنگ با سوره بقره يا طولانىتر از آن بود- بوده و ساقط شده است؛ بدين معنا كه لفظ آن نسخ شده اما حكمش باقى است، مىگويد: «بعضى پنداشتهاند
[١] . بقره ٢: ١٠٦.
[٢] . در جلد دوم التمهيد، ص ٢٨٢ به بعد.