تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٢ - ١ گواهى تاريخ
و باطلكيشان در چنين كتاب استوار و پيراستهاى دستبرد زده باشند؟
نيز به همين شيوه سيد مرتضى علم الهدى و شيخ كبير كاشف الغطاء بر رد شبهه تحريف استدلال نمودهاند. سيد مرتضى[١] مىفرمايد: «يقين به صحت نقل قرآن مثل يقين به وجود شهرها و پيشامدها و رخدادهاى بزرگ و كتب مشهور و اشعار نگاشته شده عرب است؛ زيرا عنايت و انگيزه نقل و مراقبت از قرآن بهطور كامل وجود داشته است. هيچ كتابى در صحت نقل به پاى قرآن نمىرسد؛ زيرا قرآن معجزه نبوت و خاستگاه علوم شرعى و احكام دينى است. دانشمندان مسلمان در حفظ و حمايت از قرآن- در نهايت درجه- كوشيدند؛ بهگونهاى كه حتى موارد اختلاف اعراب، قرائت، حروف و آيات آنرا باز شناختند؛ با اين حال چگونه ممكن است قرآن با چنين توجه و عنايت صادقانه و حفظ شديدى دچار تغيير و نقصان گشته باشد؟- همچنين مىگويد:- و حكم به صحت نقل درباره تفصيل و جزئيات قرآن، مثل علم به خود قرآن است؛ همانگونه كه درباره تفصيلات كتب نگاشته شده- مثل كتاب سيبويه و مزنى- يقين داريم كه همه جزئيات آن توسط مؤلف نوشته شده است؛ زيرا همانگونه كه مجموع اين دو كتاب مورد عنايت و توجه بوده، تفاصيل و جزئيات آنها هم مورد توجه بوده است؛ بهگونهاى كه اگر كسى بابى از نحو را كه در كتاب سيبويه يا مزنى نبوده است در آن بياورد قابل تشخيص و تمييز بوده است و معلوم مىشود كه از اصل كتاب نيست؛ بلكه به آن افزوده شده است.- نيز مىگويد:- پرواضح است كه عنايت و توجه به نقل و ضبط قرآن از عنايت و توجه به ضبط كتاب سيبويه و ديوانهاى شاعران- به مراتب- بيشتر بوده است».
شيخ الفقها كاشف الغطاء[٢] مىگويد: «به حكم بداهت عقل، نمىتوان به ظاهر اخبارى كه خبر از نقصان قرآن داده است عمل كرد؛ بهويژه اخبارى كه در آن از كاستى ثلث يا بسيارى از قرآن سخن به ميان آمده است؛ زيرا اگر چنين اخبارى صحيح مىبود به علت وجود انگيزههايى مهم، مىبايست به تواتر نقل مىشد نه به تنهايى؛ و مىبايست بهعنوان مهمترين دستاويز كفار عليه اسلام و مسلمين به كار
[١] . در فصل« تصريحات بزرگان شيعه» در شماره سوم خواهد آمد.
[٢] . مبسوط گفتار ايشان در فصل« تصريحات بزرگان شيعه» شماره هشتم خواهد آمد.