تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٧ - فصل سوم تصريحات بزرگان شيعه
حديث را از او در تفسير نقل كنم يا كسى است كه به فرقه واقفيه و شدت دشمنى با امام رضا عليه السّلام مشهور است، يا كسى كه فاسد الروايه است و به غلو مشهور است».
بلاغى همچنين مىگويد: «آشكار است كه كثرت و زيادى چنين راويانى قوتى به روايت نمىبخشد.- نيز مىگويد:- اگر در اعتنا به اينگونه روايات- در اين مقام مهم و خطير- تسامح به خرج دهيم، بنابر دلالت روايات متعدد لازم است مضامين آنها را بر تفسير يا تأويل آيات يا بيان شايستهترين و حقجوترين افراد كه بهطور يقين عام شامل آن نيز مىباشد حمل نماييم؛ يا بگوييم مراد خداوند هنگام نزول، همان مورد ويژه بوده يا آنكه آن فرد خاص مورد نزول بوده است يا آنكه از لفظ مبهم، همين مورد قصد شده است.- وى مىگويد:- هرجا كه تعبير «انه تنزيل» يا «انه نزل به جبرئيل» به كار رفته است بايد به يكى از اين وجوه سهگانه حمل شود؛ همانگونه كه تحريف وارد در روايات را به تحريف معنوى حمل مىكنيم. شاهد آن، مكاتبه سعد به امام باقر عليه السّلام است كه امام در آن فرمودند: «و كان من نبذهم الكتاب أن أقاموا حروفه و حرّفوا حدوده» چنانكه آنچه در توصيف مصحف على عليه السّلام و ابن مسعود رسيده است بر تفسير و تأويل حمل ميشود؛ زيرا خود امام فرمودند: «كتابى بر اينان عرضه كردم كه كامل بوده و شامل تنزيل و تأويل بوده است.- نيز مىگويد:- همچنين وقتى در روايات مىخوانيم كه در مصحف فاطمه عليها السّلام عبارت «بولاية على» موجود بوده است حمل بر تفسير مىكنيم؛ زيرا مىدانيم كه مصحف فاطمه عليها السّلام كتابى است كه در آن از اسرار علم سخن به ميان آمده و گفته شده كه چيزى از قرآن در آن نيامده است. نيز آنچه وارد شده مبنى براينكه به جاى «الأمه»، «الائمه» بوده است، بايد آنرا به تفسير حمل كنيم و بگوييم مقصود امام از تحريف در اينجا تحريف در معناست نه لفظ، ديگر روايات نيز به همين منوال است.- در پايان مىافزايد:- آنچه از كلمات علماى اعلام ياد نموديم مؤيّد گفتار ماست».[١]
[١] . براى آگاهى بيشتر از گفتار ايشان ر. ك: فصل پنجم از مقدمه ايشان بر تفسير آلاء الرحمان، ج ١، ص ٢٧- ٢٥.