تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٣ - در كافى جايى براى شبهه نيست
رواياتى را كه دستاويز امثال محدث نورى شده است مىآوريم تا حكم موارد ديگر، از راه مقايسه با اين بخش دانسته شود و معلوم گردد كه چگونه ظاهر عبارات- بىآنكه در پيرامون آن به انديشه بنشينند و حقيقت مطلب را دريابند- اينان را فريفته است. اينك روايات ياد شده را بهعنوان بهترين شاهد از نظر مىگذرانيم:
در كافى جايى براى شبهه نيست
مرحوم كلينى در كتاب الحجه از اصول كافى بابى را تحت عنوان «إنه لم يجمع القرآن كلّه إلّا الأئمة عليهم السلام و إنّهم يعلمون علمه كلّه»[١] باز نموده است.
مقصود ايشان از «جمع القرآن كله» همان است كه در عبارت بعدى با آوردن واو عطف- كه در اينجا نقش عطف تفسيرى دارد- بيان داشته؛ يعنى: علم كامل آن نزد آنان بوده است. دليل بر اين مدعا روايات ششگانهاى است كه در ضمن اين باب آورده است. از اين دسته، روايات دوم، سوم، چهارم و پنجم دچار ضعف سند است. درباره صحت روايات نخست نيز اختلاف است. مىماند روايت ششم كه آن هم حسنه است و در اعتبار مانند حديث صحيح مىباشد؛ همانگونه كه مجلسى در شرح آنها آورده است.[٢]
حديث اول چنين است: «هركس ادعا كند قرآن را همانگونه كه فرو فرستاده شده، جامع بوده است دروغگوست؛ چون جامع و حافظ قرآن، مطابق با آنچه خداوند نازل نموده، تنها على بن ابى طالب و ديگر امامان عليهم السلام مىباشند».
مقصود از عبارت «جمع القرآن كما أنزل» اشاره به مصحف على عليه السّلام است، زيرا- همانگونه كه در كتاب التمهيد به تفصيل بيان كردهايم[٣]- آن حضرت، تمامى قرآن را بر حسب ترتيب نزول و با ذكر تفسير و تأويل آن در مصحف خود گرد آورده بود. اين مصحف در دست ائمه اطهار عليهم السّلام دستبهدست گشته است و همانگونه كه كلبى گفته است اگر يافت مىشد، دانش بسيارى در آن مشاهده مىگرديد.
به هر تقدير، كيفيت جمع قرآن در مصحف حضرت امير عليه السّلام ارتباطى با مسأله
[١] . الكافى، ج ١، ص ٢٢٨.« يعنى قرآن را تنها ائمه عليهم السّلام جامع بوده و به ظاهر و باطن آن كاملا آگاهى داشتند».
[٢] . مرآة العقول، ج ٣، ص ٣٤- ٣٠.
[٣] . التمهيد فى علوم القرآن، ج ١، ص ٢٩٥- ٢٩٢.