تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٨ - ٤ آيه حفظ
سبكترين پندارى كه از ايشان سراغ داريم، اين است كه مىگويند: بيش از يك ثلث قرآن- يعنى بيش از دو هزار آيه- از لابهلاى يك آيه ساقط شده است و آن آيه قسط درباره ايتام است.[١] [اين افراد] مىگويند: چون صدر آيه با ذيل آن، كه درباره جواز ازدواج با دو يا سه يا چهار زوجه است تناسب ندارد، مىپندارند بين دو جمله، حذف بسيارى صورت گرفته است؛[٢] و با چنين انديشه مسخرهآميزى در صدد آنند تا نظم اين آيه را توجيه نمايند.[٣]
جان كلام آنكه، گمان تحريف چه به زيادى باشد چه به كاستى و چه به تبديل، با اعجاز بلاغى قرآن تعارض آشكارى دارد.
٤. آيه حفظ
خداوند متعال مىفرمايد: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ؛[٤] بىترديد ما اين قرآن را به تدريج نازل كردهايم، و قطعا نگهبان آن خواهيم بود». اين آيه كريمه، ماندگارى قرآن و سلامت آنرا از مواجه شدن با هر رخدادى كه بقايش را به خطر اندازد در طول تمامى اعصار تضمين كرده است و پيداست كه ضمانت الهى وعدهاى است راستين كه جاى دگرگونى يا تخلف ندارد چنانكه خود فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْمِيعادَ»[٥] و مقتضاى قاعده لطف است [به اين بيان]:
بر خداوند- براساس حكمتش در تكليف- واجب است كارى انجام دهد كه بندگانش را به طاعت نزديك و از معصيت دور سازد و بىشك قرآن اساس اسلام و سندى است كه با ماندگارى اسلام ماندگار است. دينى كه پايانبخش اديان آسمانى و جاويدان است؛ و اگر اسلام دين جاودانه است مىبايست بنياد و پايههاى آن چنان محكم و استوار باشد كه طوفانهاى حوادث روزگار نتواند آنرا بلرزاند يا درهم شكند.
[١] . نساء ٤: ٣. آيه چنين است:« وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ».
[٢] . منبع الحياة، ص ٦٦.
[٣] . در آينده ضمن رد دلايل قائلين به تحريف، توجيه صحيح و ربط صدر و ذيل آيه را روشن خواهيم ساخت.
[٤] . حجر ١٥: ٩.
[٥] . رعد ١٣: ٣١.