تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠١ - فصل هشتم تحريف نزد فرقه اخباريان
تفاسير خود كه بر پايه تفسير مأثور است آن را نياوردهاند.
افزون بر آن، مؤلف كتاب احتجاج ناشناخته است؛ گرچه آن را به طبرسى نسبت دادهاند. بحر العلوم شش تن از شخصيتهاى معروف را كه محتمل است كتاب احتجاج منسوب به آنان باشد ياد كرده است.[١] شايد مؤلف- چنانكه بعضى از محققين مىگويند- طبرسى نام ديگرى باشد يا فرد ديگرى از اهالى طبرستان يا تفرش، كه به همين علت به طبرسى معرّب شده باشد.[٢]
خود حديث نيز بىاساس و مخالف عقل و شرع مقدس است؛ چون در آن چنين آمده است: «بين عبارتهاى مربوط به قسط در حق ايتام و نكاح نساء، بيش از ثلث قرآن كه مربوط به قصّه و خطاب بوده، افتاده است» يعنى منافقان اين همه آيه (بيش از دو هزار آيه) از خطابات و قصص را در ضمن يك آيه كه همان آيه سوم سوره نساء است، حذف كردهاند اما معلوم نيست چرا چنين كردهاند؟
همچنين مىگويد: «حذف اين آيه و آيات مشابه- كه حوادث منافقين در آنها آمده است- براى اهل نظر و تأمل روشن است. دشمنان دين به استناد همين مطالب، راهى براى وارد كردن خدشه در قرآن پيدا كردهاند و اگر براى شما تمام مواردى را كه در همين راستا از قرآن ساقط شده و دچار تحريف و تبديل شده است شرح دهم، سخن طولانى خواهد شد و آنچه كه تقيه مانع آشكار شدن آن شده است ظاهر خواهد گشت».[٣]
پيش از اين سخنان، گفته است: «با توجه به فراگير بودن تقيه، امكان تصريح به نام كسانى كه قرآن را مبدل ساخته و از پيش خود آياتى بدان افزودهاند، نيست؛ زيرا اين كار باعث تقويت دلايل كافران و اهل تعطيل و فرقههاى منحرف و منجرّ به ابطال قرآن خواهد شد. براى اثبات مدعا، همين مقدار بس است و تقيه مانع از ياد كرد بيش از اين مقدار است».[٤]
اين ادعا، متضمن تناقضى آشكار است. چگونه تقيه او را از افشا بازداشته است در حالىكه در مقابل ملحدان ديگر فرقهها و دشمنان دين، فراوان به افشاگرى
[١] . مقدمه الاحتجاج، ص ه.
[٢] . حاشيه تصحيح الاعتقاد، ص ١٢٦.
[٣] . الاحتجاج، ج ١، ص ٣٧٨- ٣٧٧.
[٤] . همان، ص ٣٧١.