تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١ - تحريف در لغت
غير از معناى خود تفسير كنند؛ به عبارت ديگر در معنايى كه در آن ظهور ندارد- مستند به دليلى نباشد- تأويل كنند، گويا چنين مىنمايد كه دلالت ذاتى كلام بسترى طبيعى دارد كه در آن براساس طبع اوليه و همگون با قانون وضع شده ره مىپويد؛ جز آنكه تحريفكننده با در دست گرفتن زمام كلام آنرا از جاده اصلى منحرف ساخته در جايى كنار بستر اصيل قرار مىدهد.
روشن است كه تحريف به اين معنا، خارج ساختن كلام از محور خود و تصرف در محتواى آن است و به اين دليل به منزله تغيير معناى كلام است؛ چنانكه خداوند مىفرمايد: «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛[١] كلمات را از جاهاى خود برمىگردانند»؛ يعنى آنرا به وجهى كه كلام هيچ دلالت وضعى بر آن ندارد تفسير مىكنند؛ گويا معناى موضوع له كلام همان جايگاه حقيقى و بايسته آن است؛ لذا اگر به غير آن جايگاه جهت داده شود، از محل اصلى خود دور افتاده است و اين جز تحريف كلام نيست.
در كتاب لسان العرب چنين آمده است: «تحريف گفتار از جايگاه خود، بهمعناى تغيير آن است و تحريف قرآن بدين معناست كه مفهوم حرف يا كلمه را به معنايى كه شبيه معناى حقيقى آن است تغيير دهند. همانگونه كه يهود معانى تورات را به نظاير آن تغيير مىداد؛ به اين علت خداوند كارشان را چنين توصيف كرد: «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛[٢] كلمات را از جاهاى خود برمىگردانند».
مقصود از جمله «و هى قريبة الشبه» كه در اين عبارت آمده اين است: معناى كلام را به مفهومى كه از حيث شباهت نزديك بهمعناى حقيقى و اصلى است جابجا نمايند؛ اين تعبير دقيقا با معناى «حرف» كه مفاد آن كنار شئ- و در مقام وهم، نزديك به آن است- منطبق مىباشد.
راغب نيز كلامى نظير اين دارد. او مىگويد: «تحريف كلام به اين است كه گفتارى را- با آنكه قابل حمل بر دو وجه است- بر يك وجه آن حمل نمايى؛ به عبارت ديگر تحريف در جايى است كه كلام بر حسب ماده خود داراى دو احتمال باشد و شما
[١] . نساء ٤: ٤٦ و مائده ٥: ١٣.
[٢] . نساء ٤: ٤٦ و مائده ٥: ١٣.