تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٤١ - آيا پس از اين دوره به تورات واقعى دست يافتند؟
پيش از او و نه پس از او كسى مانند او ديده نشده است.[١]
با همه اينها باور اين مطلب بر ما دشوار است. آيا حلقيا در ادعاى خود مبنى بر اينكه كتاب شريعت را آن هم پس از گذشت ساليان دراز از فقدان آن يافته، صادق است؟ خوب است بدانيم در زمانى كه حلقيا اين ادعا را كرده است (يعنى سال ٦٢٢ قبل از ميلاد)، بيش از سه قرن (٣٣٨ سال) از سال ٢٦٠ تا ٦٢٢ قبل از ميلاد بر عهد قديم گذشته بود؛ بىآنكه اثرى از آن در بين باشد؛ چون در خلال اين دوره، حوادث مختلفى بر بيت المقدس گذشته و بارها در معرض غارت و تاراج قرار گرفته بود؛ از جمله، در سال ٩٢٧ قبل از ميلاد كه فرعون مصر (شيشاق) بر صهيون يورش برد و شهرهاى باستانى آنها را ويران نمود و با حمله به بيت المقدس، تمام لوازم و اموال آنرا به غارت برد. همچنانكه اين شهر در عصر پادشاه اسرائيلى مرتد منسىّ (٦٩٨- ٦٤٢ قبل از ميلاد) بار ديگر با خرابى مواجه شد. او مردم را به پرستش بتها دعوت كرد و شريعت را فاسد نمود و بيت المقدس را كه خانه پرستش خداوند بود به بتكده مبدل ساخت.
از اين گذشته در تمام اين مدت طولانى همواره زائران و رفتوآمدها داشته است و عدهاى نگاهبان و خدمتگذار در هر بامداد و شامگاه آنرا پاكيزه نگاه مىداشتند و از آن مراقبت مىكردند. پس چگونه اين كتاب از چشم همگان پوشيده مانده بود؟
راهى نيست جز آنكه بگوييم اين نقشهاى بود از قبل كشيده شده و شايد پادشاه كه به دنبال اصلاح دينى مىگشت خود، با كاهن اعظم- در نقشهاى مشترك- اين داستان را ساختهاند يا شايد كاهن- چنانكه فخر الاسلام احتمال داده است-[٢] وقتى ديد شاه از آغاز كار در ترويج دين و برپا نمودن شعائر آن جديت و شور نشاط دارد، با گردآورى پراكندههاى احكام شريعت و تدوين آن در يك كتاب- به شكل سابق خود- كوشيد به پشتيبانى او برخيزد. او بالاخره پس از تلاش ١٧ ساله آنرا گرد آورد و با آن داستان ساختگى و شيوه شبههانداز، به شاه تقديم كرد؛ زيرا كاهنان اسرائيلى
[١] . عهد قديم، ص ٦١٩، كتاب دوم پادشاهان، باب ٢٣، شماره ٢٥- ٢٤.
[٢] . ر. ك: انيس الاعلام، ج ٢، ص ٢٩- ٢٧ و ج ٣، ص ١٧٥.