تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٧ - كتابهاى غيرمعتبر مورد استناد محدث نورى
آورده است؛ هرچند در لابهلاى آن، بخشهايى از روايات آمده است و بدين جهت، او تنها كسى است كه اين روايات را با اين تفصيل و درهمريختگى و تركيب نامناسب آورده است.[١]
٨. تفسير منسوب به امام حسن عسكرى؛ اين تفسير بريده و منقطع و در آن، تفسير فاتحة الكتاب و برشهايى از آيات سوره بقره تا آيه شماره ٢٨٢- كه طولانىترين آيه قرآن است- تا عبارت «وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا» آمده است:
گردآورندگان آن دو نفرند (كه بر حسب روايت صدوق: به نامهاى ابو يعقوب يوسف بن محمد بن زياد و ابو الحسن على بن محمد بن سيار مىباشند). گفتهاند كه اين تفسير، به املاى امام حسن عسكرى عليه السّلام گرد آمده است؛ به اين ترتيب كه اين دو در طى ٧ سال كه به محضر امام عليه السّلام رفتوآمد مىكردند هرآنچه امام در زمينه تفسير فرموده است نگاشتهاند. اين دو تن از فرزندان ثروتمندان استرآباد بودهاند كه امير، داعى الى الحق، پيشواى زيديه در استرآباد، اموال ايشان را ضبط نموده بود.
والدين ايشان با خانواده خود به سوى عراق رهسپار و به سامراء وارد شدند.
امام عليه السّلام ايشان را پذيرفت و براى گشايش كارشان دعا كرد. بعد از آنكه مژده آزاد شدن اموالشان به ايشان رسيد، نزد امام عليه السّلام آمدند و اجازه مراجعت به ديار خود، استرآباد، را خواستند. امام عليه السّلام از آنان خواست تا دو فرزند خود براى فراگيرى علم نزد او وانهند و آنان نيز امتثال امر كردند. اين دو نفر، ملازم محضر امام عليه السّلام شدند و تا مدت ٧ سال، هرروز به خانه امام آمد و شد داشتند.
ابو الحسن محمد بن قاسم خطيب و معروف به مفسر استرآبادى از اين دو تن روايت كرده است و اين همان طريق ابو جعفر صدوق به اين تفسير است.[٢]
بارى، وثاقت خطيب استرآبادى ثابت نشده است. افزون بر اين، حال ابو يعقوب و ابو الحسن- راويان تفسير- نيز مجهول است. پس اين سه شخص كه مصدر اين كتاب هستند مجهول و ناشناسند.
[١] . الاحتجاج، ج ١، ص ٣٨٤- ٣٥٨. حديث مربوط به آيات موهم تناقض را بهطور مختصر و مستند در كتاب توحيد صدوق، ص ٢٧٠- ٢٥٥ مىتوان يافت و مجلسى هردو را در بحار الانوار، ج ٩٠، ص ٩٨ و ١٤٢- ١٢٧ آورده است.
[٢] . الذريعه، ج ٤، ص ٢٨٥.