تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٤ - در كافى جايى براى شبهه نيست
كاستى يا فزونى قرآن ندارد. بقيه احاديث از اين قرار است:
حديث دوم: «احدى را توان آن نيست كه ادعا نمايد تمامى قرآن- اعم از ظاهر و باطن آن- نزد او موجود است مگر اوصيا».
حديث سوم: «تفسير تمام قرآن و احكام آن، به ما (اهل بيت) ارزانى شده است».
حديث چهارم: «من قرآن را از آغاز تا انجام مىدانم؛ چنانكه گويا همه آن ميان كف دست من گرد آمده است».
حديث پنجم: «به خدا سوگند، علم تمامى قرآن نزد ماست».
حديث ششم: در ذيل تفسير آيه شريفه «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ»[١] مىفرمايد:
«مقصود خداوند از (كسانى) كه علم همه كتاب نزد ايشان گرد آمده است ماييم».
اين تمامى رواياتى است كه مرحوم كلينى ذيل عنوان مزبور آورده است و چيزى كه- در مجموع- از دلالت آنها قابل استفاده است اين است كه علم به جميع قرآن- اعم از ظاهر و باطن آن- نزد امامان اهل بيت عليهم السّلام است؛ زيرا اينان اهل بيتى هستند كه قرآن در ميان آنان نازل شده است، و «اهل خانه از آنچه در آن است بهتر باخبرند».
اگر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شهر علم است، ائمه اطهار عليهم السّلام درهاى آن شهرند كه هر گمشدهاى را به هدف مطلوب رهنمون مىباشند.
آنچه گفته شد مجموع احاديثى است كه مرحوم كلينى- كه از جايگاههاى بايسته فرمايشات ائمه عليهم السّلام آگاه است- آنها را با آگاهى به محتواى آنها آورده است.
با بررسى مفاد اين روايات، معلوم شد كه مقصود كلينى از انتخاب عنوان مذكور چه بوده و چقدر باتوجه به محتوا مناسب و گوياست. بنابراين جفاست كه نيانديشيده و با وارونه ساختن چهره حقيقت، به محدثى بزرگ همچون كلينى نسبت تحريف داده شود.
[١] . رعد ١٣: ٤٣.