تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٤٩ - ٤ آيه حفظ
چنين بنيانى به مثابه هر سند محكم و ماندگار ديگر، براى آنكه با گذشت زمانه حجت ثابتى باشد سزاست كه در معرض بازى بدعتگران و هواپيشگان قرار نگيرد.
اين ضمانت الهى خود يكى از جهات اعجاز قرآن است؛ زيرا سلامت ماندن قرآن در ميان مردم خود دليل اعجاز است. نه آنكه سلامت ماندن قرآن در جامهدانهاى پنهان در پس پردهها در بيت المعمور، دليل اعجاز آن باشد. اعجاز آن است كه قرآن- با آنكه در معرض عموم و در ملأ عام قرار داشته است- حفظ و حراست شود. پس اينكه اهل تحريف مىگويند: «خداوند قرآن را در جايگاه نزول آن پاسبانى مىكند؛ همانگونه كه پيش از نزول در محل اعلى محفوظ بود و قرآن را جبرئيل بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرود آورد؛ پس جايگاه فرود آن- كه در آن وعده حفظ داده شده است- قلب شريف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است نه صحف و دفاتر و نه نهان ديگر مردمان».[١] بسيار دور از خرد است.
اين در حالى است كه مفسران پيرامون شأن نزول آيه حفظ مىگويند: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از اينكه هواپرستان قرآن را پس از ايشان ملعبه خود قرار دهند- بدانگونه كه با كتب انبياى پيشين كردند- بيمناك بود؛ تا آنكه خداوند با نزول اين آيه شريفه ايشان را به حفظ و حراست قرآن از دستبرد دشمنان- براى هميشه- اطمينان بخشيد.[٢] قرينه سياق نيز شاهد بر همين معنا است.
خلاصه آنكه اين آيه، ضمانت و پيمانى است كه خداوند براى پيامبر خود به عهده گرفته است تا اين قرآن را همواره و همگام با ماندگارى اسلام، سالم و محفوظ از تحريف نگه دارد.
افزون بر اينها، حكمت تكليف، مقتضى اين ماندگارى و سلامت جاودانه قرآن است.
آيات ديگرى نيز نظير آيه حفظ در قرآن وجود دارد؛ از جمله: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ؛[٣] پس آنچه را بدان مأمورى آشكار كن و از
[١] . ر. ك: محدث نورى، فصل الخطاب، ص ٣٦٠.
[٢] . محدث نورى در ص ٣٦١ از كتاب فصل الخطاب به اين مطلب اشاره كرده است.
[٣] . حجر ١٥: ٩٤ و ٩٥.