تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٠٢ - فصل هشتم تحريف نزد فرقه اخباريان
درباره قرآن دست يازيده است، از اين گذشته، اين حديث به هيچوجه با شيوه كلام امير مؤمنان عليه السّلام كه داراى بلاغت تمام بوده و تالى تلو قرآن- كلام خداوند- است سازگار نيست.
به نظر مىرسد اين حديث- با همه تفصيل و تفنن آن- ساخته و پرداخته يكى از اهل جدل است؛ چون در آن با اهل زندقه كه بر شيوه قرآن خرده گرفتهاند به مناقشه برخاسته و طبق ذهنيات خود و سطح آگاهى خويش بدان پاسخ داده و براى قبول عوام آن را به امام عليه السّلام نسبت داده است. دليل اين مدعا اين است كه او پارهاى از اصطلاحاتى را كه در دوران متأخر رايج شده، به كار برده است؛ مانند اصطلاح بقية اللّه درباره امام مهدى عليه السّلام و مانند به كار بردن عبارتهاى فعل ماضى و فعل مضارع كه از اصطلاحات نحويان است.[١]
درباره روايت «كنتم خير ائمة» (آل عمران/ ١١٠) كه قمى آن را با سند ذكر كرده و در تفسير عياشى، طى روايتى مرسل و مجعول، از زبان امام صادق عليه السّلام چنين آورده است كه امام فرموده: «اين آيه، چنين نازل شده است». در اين فرمايش امام عليه السّلام دو احتمال وجود دارد:
١. اين قرائت صحيح است؛ چون در مرسله عياشى آمده كه در قرائت على عليه السّلام چنين بوده است[٢] و همانگونه كه قبلا در بحث قرائات گفتيم مسأله اختلاف قرائت ربطى به مسأله تحريف ندارد. از اين گذشته، اثبات- آيات و سورههاى- قرآن به خبر واحد، حتى اگر صحيح السند باشد ممكن نيست.
٢. مقصود از واژه امت در اين آيه، ائمه عليهم السّلاماند؛ زيرا همانگونه كه در حديث قمى آمده است، مسؤول واقعى امر به معروف و نهى از منكر ايشانند.[٣]
بنابراين، مقصود از نزول در فرموده امام صادق عليه السّلام بيان مناسبت و شأن نزول است كه در واقع، تفسير آيه است؛ چون گاهى تنزيل، مقابل تأويل و بهمعناى تفسير آمده است. آنچه راجحتر به نظر مىرسد احتمال دوم است و شاهد آن، روايات ديگرى است كه آيه را تفسير نمودهاند.
[١] . همان، ص ٣٧٥.
[٢] . تفسير عياشى، ج ١، ص ١٩٥.
[٣] . تفسير قمى، ج ١، ص ١١٠.