تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١١٦ - در كافى جايى براى شبهه نيست
لا يحضره الفقيه نگاشته شيخ المحدثين محمد بن على بن حسين صدوق، (م ٢٨٠) و تهذيب و استبصار كه هردو توسط شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى (م ٤٦٠) تدوين شده است.
اين شيوه يعنى اتقان در نقل و بازگويى روايت، در دورهاى طولانى ادامه داشت و به روزگار خاتم المحدثين شيخ حر عاملى (١١٠٤- ١٠٣٣) صاحب موسوعه حديثى بزرگ يعنى وسائل الشيعه منتهى شد. اين محدث بزرگ در اين كتاب- كه نوشتن آنرا در سال ١٠٨٢ به پايان برد- تمام آنچه را كه يك فقيه در استنباط احكام متنوع شرع مقدس بدان نياز دارد جمعآورى كرد. محدث فقيه فيض كاشانى (١٠٩١- ١٠٠٧) نيز در كتاب الوافى- كه در تاريخ ١٠٦٨ تدوين آن پايان يافت- همان روش مرحوم شيخ حر عاملى را دنبال نمود، اما پس از اين دوره، ناگهان دوره انحطاط و ازهمگسيختگى در نقل احاديث و روايات پديدار شد؛ بهگونهاى كه اهل حديث بىآنكه به استناد حديث يا به صحت متن آن وقعى نهند به كسانى كه كارشان فقط نقل روايت و جمع اخبار است مبدل شدند؛ به اين علت است كه با پايان يافتن عصر محدثان دوره پيشين- كه در نقل حديث، همواره به دنبال اتقان و استحكام سند و متن حديث مىگشتند- به احاديثى كه اين دسته از اخباريان نقل مىكنند اطمينان وجود ندارد؛ زيرا تمام همت ايشان تنها انباشته كردن حجم احاديث بوده است و كمتر به دقت در محتواى آنها همت گماشتهاند، نه به اينكه حديث را از چه كسى مىگيرند اهميت مىدهند و نه به اينكه بايد بر چه منبع حديثى تكيه نمايند. تنها چيزىكه براى ايشان بسيار مهم است و امور ديگر را تحت الشعاع قرار داده، اين است كه انبانها و دفاتر خود را با احاديثى كه به داستانهاى قصهپردازان و افسانههاى اسرائيلى بىشباهت نيست پر سازند. اينان با همكاران پيشين خود يعنى «حشويه عامه» همگام راه پيمودهاند.
اگر حشويه در ميان اهل سنت فاجعهآفرين بودند اخباريون متأخر نيز در ميان ما (شيعيان)- در اثر بىمبالاتى در نقل حديث- فاجعهآفرين شدند؛ در حالىكه عالمان و انديشمندان ما، يكصدا احتمال تحريف را در قرآن كريم رد كردهاند؛ زيرا قرآن- چنانكه خداوند در وصف آن گفته است- كتابى است بلند مرتبه كه باطل از