تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢١٧ - مهمترين دليل قول به تحريف
مىباشد و در علوم نقلى كه براساس نقد و تمحيص پايهگذارى شدهاند جريان ندارد. اكنون اهم دلايل او (دليل يازدهم و دوازدهم) را مورد بررسى قرار مىدهيم.
مهمترين دليل قول به تحريف
شايد مهمترين مستند مدعيان تحريف، مجموعهاى از روايات پراكنده است كه از جاهاى مختلف گردآورى شده و از نظر ايشان اينگونه روايات به صورت عام يا به صورت خاص و با تصريح به موضع تحريف، بر تحريف قرآن دلالت دارند. محدث نورى آن را كه به صورت عام دلالت مىكند بهعنوان دليل يازدهم، و آن را كه به صورت خاص دلالت مىكند بهعنوان دليل دوازدهم آورده است. او اين روايات را از منابع مختلفى كه بيشتر آنها از درجه اعتبار ساقط است گرد آورده است و اندك باقيمانده آنها هم ارتباطى با مسأله تحريف ندارد. شگفت آنكه محدث نورى با تكيه برگستردگى تتبع خود و اخذ از منابعى كه كمتر كسى از آن آگاهى دارد مخالفان خود را به هماوردى فرا خوانده است. او در تعريض به سيد بغدادى كه در شرح وافيه آورده است: «اخبار تحريف را هيچكس جز كسانى كه اخبار جبر و تفويض و ديگر روايات مخالف دين را روايت كردهاند، نياورده است»، مىگويد: «سيد بغدادى در اين گفته خود معذور است؛ زيرا تتبع او به دليل كمى كتابهايى كه در اختيار داشته، اندك بوده است».[١]
حجت بلاغى مىگويد: «محدث نورى كوشيده است روايات تحريف را- بر حسب گمان خود- در حجم زياد و با افزودن بر تعداد روايات مسند، از راه ضميمه ساختن روايات مرسلى كه در اصل از همان مسانيد برگرفته شده است، جمعآورى كند. از جمله مراسيل، مراسيل عياشى و فرات و ديگران است. با آنكه بخش مهمى از اسناد آنها به شمارى اندك از راويان- كه در تراجم رجال در معرض اتهامند- باز مىگردد، پارهاى از اين راويان، دروغگو و پليد يا فرومايه و مطرودند؛ به نحوى كه روايت كردن از آنان مجاز نيست. گروهى نيز دشمن شديد اهل بيت عليهم السّلاماند. واضح
[١] . فصل الخطاب، ص ٣٥٠.