تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥١ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
مصادره به مطلوب شبيهتر است تا استدلال درست؛ همانگونه كه در بخش مربوط به مسأله مشابهت حوادث گذشته و حال توضيح دادهايم. توجيه تعبير به افتادگى و محو و تعابيرى از اين دست را نيز همانگونه كه محققان گفتهاند بيان خواهيم كرد.[١]
سوم آنكه، آيا مخالفتهاى عملىاى كه فراوان در آن روزگار انجام مىيافته است، مسبوق به تأويل مدلول آيات قرآن و جابجا نمودن معانى بلند آن نبوده است؟ آيا جز اين است كه قاسطين و ناكثين و مارقين با تأويل قرآن براساس خواستههاى نفسانى خويش رودرروى على عليه السّلام ايستادند؟ اينان، چگونه با معانى قرآن به كژى برخورد ننمودهاند؟
دسته چهارم؛ رواياتى كه به گمان مدعيان تحريف، برافتادن آيه يا جمله يا كلمهاى از قرآن، دلالت مىكند. پيشوايان نقد حديث در حلّ اين روايتها گفتهاند كه فزونىهاى موجود در اين روايات، از باب افزودگىهاى تفسيرى است و به قصد شرح آيات آمده است؛ نه آنكه جزو نص وحى باشد؛ با اين حال معتقدان به تحريف، بيهوده به اين روايات دل بستهاند. در اينجا نمونههايى از اين دسته روايتها را مىآوريم:
١. كلبى از احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى كوفى (م ٢٢١)[٢] نقل كرده است كه:
«امام موسى بن جعفر عليه السّلام قبل از آگاه شدنم مصحفى به من داد و فرمود: در آن منگر اما من آن را گشودم و سوره بيّنه را قرائت كردم. در آن، نام هفتاد مرد از قريش را همراه نام پدرانشان يافتم. امام، كسى را دنبال من فرستاد كه مصحف را به ما بازگردان».[٣]
در اين حديث، ابهامها و سؤالاتى وجود دارد كه تفصيل آن را محمد بن عمر
[١] . در بخش مربوط به بيان چهارم روايات موهم تحريف.
[٢] . احمد بزنطى از آل مهران بوده است كه قائل به وقف بودهاند. بزنطى بر رأى اهل وقف بود ولى امام موسى بن جعفر عليه السّلام او را هدايت كرد.
واقفه، جماعتى از شيعه هستند كه بر امامت امام موسى بن جعفر عليه السّلام توقف كردهاند و به امامت امام رضا عليه السّلام و امامان پس از او ايمان ندارند. اينان از اماميه كه به امامت امامان دوازدهگانه- كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، به نام ايشان، يكى پس از ديگرى، تصريح نموده- معترفند، به حساب نمىآيند.
[٣] . الكافى، ج ٢، ص ٦٣١، شماره ١٦.