تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٧٩ - فصل سوم تصريحات بزرگان شيعه
باشد و تأويل و حمل آن به برخى از وجوه ممكن نباشد بايد دور انداخته شود».
آنگاه براى اثبات اين ضابطه به اجماع روى مىآورد و سخنان علما را بهگونهاى سودمند يادآور مىگردد و در پى آن پارهاى از اخبار عرض را مىآورد؛ آنگاه مىافزايد: «جايز نيست كتابى كه اخبار بر آن عرضه مىگردد جز كتاب متواتر موجود در دست مردم باشد؛ در غير اين صورت تكليف به مالايطاق لازم مىآيد؛ بنابراين واجب است روايات بر همين قرآن موجود عرضه گردد. از طرفى، وقتى اخبار كاستى قرآن را بر قرآن عرضه مىكنيم، مخالف آن است؛ زيرا مفاد چنين اخبارى اين است كه اين كتاب، قرآن واقعى نيست و چه تكذيبى از اين بالاتر». سپس توجيهى را كه با آن مىتوان تعارض اين اخبار با مفاد آيات را حل نمود و مفاد عرضه روايات بر قرآن نيز متحقق گردد، ذكر مىكند و آن اين است كه بگوييم مراد از فرمايش ائمه عليهم السّلام «مردم قرآن را تغيير داده، دگرگون ساختند و از آن كاستند» تغيير در تفسير و تأويل قرآن است؛ به اين معنا كه قرآن را برخلاف مقصود و معناى واقعى آن تفسير نمودند. يا بگوييم: و مراد از كتابى كه جبرئيل آن را فرو فرستاده و نزد ائمه عليهم السّلام يا نزد قائم آل محمد عليه السّلام است، تفسير و تأويل راستين قرآن است؛ كارى كه فقط از اين خاندان ساخته است. آنگاه اين سؤال را پيش مىكشد: چرا اصحاب ما چنين رواياتى را كه با كتاب مخالف است دور نينداختهاند؟ چنين پاسخ داده است: «طرق اين روايات نزد اصحاب صحيح بوده؛ از اينرو آنرا در جوامع روايى خويش آوردهاند؛ با اين حال، به ظواهر آنها عمل نكرده و تأويل آنها را ممكن دانستهاند».[١]
١٧. گفتار امام سيد شرف الدين عاملى (م ١٣٨١). اين محقق در رد كسانى كه تلاش مىكنند گروهى از شيعيان را از روى ستم و به دروغ و با هدف ايجاد تفرقه بين صفوف مسلمانان و هموار كردن راه براى محاربان خدا و رسول متهم به قول به تحريف سازند مىگويد: «هركس به شيعيان نسبت تحريف قرآن بدهد، بر ايشان افترا بسته و ستمى نابخشودنى روا داشته است؛ زيرا قداست قرآن كريم از ضروريات دين و مذهب شيعه است و هركس از مسلمانان در قداست قرآن شك
[١] . همان.