تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٢٨ - كتابهاى غيرمعتبر مورد استناد محدث نورى
ابن غضائرى مىگويد: «محمد بن قاسم مفسر استرآبادى ضعيف و دروغگوست.
ابو جعفر تفسيرى به روايت دو شخص مجهول از او نقل كرده است. تفسير سهل ديباجى از پدرش نيز با احاديثى ناروا و باورنكردنى جعل شده است».
استاد ارجمند آيت اللّه خويى مىگويد: «محمد بن قاسم از طرف هيچيك از پيشينيان حتى صدوق كه از او فراوان روايت كرده توثيق نشده است. ابن غضائرى نيز او را ضعيف دانسته و از متأخران علامه و سيد داماد و ديگران، او را تضعيف نمودهاند ... در واقع، اين شخص مجهول الحال است؛ نه وثاقتش براى ما ثابت شده است و نه ضعفش؛ و فزونى روايت صدوق از او، بهويژه آنكه فزونى در كتابهاى ديگرش، غير كتاب فقيه، دليل بر وثاقت او نيست. بههرحال تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السّلام به روايت او ثابت نشده است».[١] آقاى خويى مىگويد: «از اين گذشته، هركس به اين تفسير بنگرد، در جعلى بودن آن ترديدى به خود راه نمىدهد؛ زيرا نگارش كتابى مانند آن، شايسته عالمى محقق نيست تا چه رسد به امام- كه حجت خداوند بر خلائق است».[٢]
٩. تفاسيرى كه سند آنها بريده است؛ تفاسير بلندمرتبهاى است كه انديشمندان نامى آنها را نگاشتهاند، امّا متأسفانه نسخههاى اصلى آن از بين رفته و آنچه باقى مانده است مختصرى است كه سند آن حذف شده و بسا احاديث آن كه دچار دستبرد و به همريختگى شده است و اين مسايل سبب شده كه اصالت بيشتر آنها از بين برود. در اينجا نمونههايى از اين تفاسير را مىآوريم:
١. تفسير ابو نضر محمد بن مسعود، ابن عياش سلمى سمرقندى (م ٣٢٠) معروف به تفسير عياشى كه بعضى از نسّاخان به هدف اختصار، اسانيد روايات آن را حذف كردهاند.
علامه مجلسى مىگويد: «كسى كه اين اسناد را حذف كرده است، عذرى بدتر از گناه آورده است؛ مىگويد: به اسناد اين تفسير نظر افكندم و بدان راغب بودم؛ به دنبال كسى كه آن را از مصنف يا كسى ديگرى شنيده باشد گشتم؛ اما در ديار ما
[١] . معجم رجال الحديث، ج ١٧، ص ١٥٦ و ١٥٧.
[٢] . همان، ج ١٢، ص ١٤٧.