تحريف ناپذيرى قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٢٥٣ - هفت دسته روايات مورد استناد محدث نورى
كسى كه آن را روايت كرده است، قائل به «وقف» بوده و به حقانيت همه امامان مذهب اماميه معترف و معتقد نبوده است. بنابراين حديث او از احاديث اماميّه به شمار نمىآيد. از اين گذشته، ثبت اسامى در حاشيه مصحف- بر فرض درستى روايت- خارج از مسأله تحريف است.
٢. كلينى، همچنين از هشام بن سالم (يا چنانكه در بعضى از نسخ آمده است هارون بن مسلم) روايت كرده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «قرآنى كه جبرئيل بر محمد صلّى اللّه عليه و آله نازل كرد، هفده هزار آيه بوده است».
كلينى اين روايت را در آخر باب «نوادر» از كتاب فضل القرآن آورده است.[١]
اين حديث به اين شكل، نادر و شگفت است؛ چنانكه شارحان را در توجيه آن به زحمت انداخته است؛ زيرا آيات قرآن- بر حسب واقعيت فعلى، كه با سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و ابن عباس و ديگر تابعان و نيز با نظر عموم مفسران همچون طبرسى و ديگران موافق است- بيش از شش هزار و دويست و چند آيه نيست، بنابراين عدد آن به هفت هزار نمىرسد تا چه رسد به هفده هزار؟
علامه ابو الحسن شعرانى در تعليق خود بر شرح كافى- كه توسط مولى صالح مازندرانى نگاشته شده است- با قاطعيت اعلام كرده كه لفظ «عشر» توسط نسّاخ يا راويان اضافه شده است. و اصل روايت هفت هزار آيه بوده است كه تقريبا با شماره فعلى منطبق مىباشد.[٢] مؤيد اين مدعا اين است كه صاحب وافى اين حديث را از كافى با اظهار قطع به لفظ «هفت هزار آيه» نقل كرده است؛ كه بر اين نكته دلالت مىكند كه نسخه اصلى كافى كه نزد او بوده، با همين لفظ بوده است و به همين سبب احتمال غير آن را نداده است.
علامه شعرانى در تعليقه خود بر وافى چنين آورده است: «در نسخهاى كه مجلسى در مرآة العقول شرح داده است عبارت «هفده هزار» آمده است؛ گويا كار يكى از نسّاخ بوده كه عدد هفت در نظرش اندك آمده و ده را بر آن افزوده است و آنچه با آيات قرآن موجود هماهنگ است «هفت هزار» مىباشد و ظاهر حديث اين
[١] . الكافى، ج ٢، ص ٦٣٤، شماره ٢٨.
[٢] . شعرانى، حاشيه شرح اصول كافى مازندرانى، ج ١١، ص ٧٦.